اين احتمال نيز داده شده كه منظور از كثير اين نيست كه غالب گمانها كمان بد است ، بلكه گمانهاى بد نسبت به خودش زياد است هر چند در مقايسه با گمانهاى خوب زياد نباشد . ولى ظاهر آيه همان معنى اول است .
قابل توجه اين كه بعد از آن كه نهى از بسيارى از گمانها مىكند ، در بيان علت آن مىفرمايد چون بعضى از گمانها گناه است ، اشاره به اين كه گمانهاى بد بر دوگونه است ؛ بخشى مطابق واقع است و بعضى بر خلاف واقع . آنچه بر خلاف واقع است گناه است ، و چون معلوم نيست كدام مطابق واقع و كدام مخالف واقع ، انسان بايد از گمانهاى بد بپرهيزد تا گرفتار سوء ظن خلاف واقع نشود و به گناه نيفتد .
و از آنجا كه سوء ظن دربارهء اعمال خصوصى مردم يكى از اسباب تجسّس ، و تجسّس گاه سبب آگاهى بر عيوب پنهانى و به دنبال آن سرچشمهء غيبت مىشود ، در آيهء شريفه نخست از گمان بد ، و در مرحلهء بعد از تجسّس و در مرحله سوم از غيبت نهى شده است .
در اين كه سوء ظن امر اختيارى است يا غير اختيارى ، و اگر غير اختيارى است چگونه مىتوان از آن نهى كرد ، و اگر اختيارى است آيا بدون اين كه انسان گامى مطابق آن در عمل بردارد ، حرام است و يا در صورت ترتيب اثر دادن به سوء ظن حرام مىشود بحثى است كه در پايان آيات و روايات به خواست خدا بيان خواهيم كرد .
* * * در دومين آيه در مقام نكوهش گروهى از منافقان كه از ملازمت ركاب پيامبر صلى الله عليه و آله در جريان حديبيه سر باز زدند و گمان مىكردند آن گونه از مؤمنان كه در خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله به مكه مىروند هرگز باز نخواهند گشت ، و به وسيلهء مشركان مكه تار و مار مىشوند ، در حالى كه قضيه كاملًا بر عكس شد و مسلمانان با پيروزى تازهاى كه از صلح حديبيه سرچشمه گرفت سالم به سوى مدينه باز گشتند مىفرمايد : بلكه شما گمان كرديد پيامبر و مؤمنان هرگز به خانهء خود باز نخواهند گشت ، و اين پندار غلط
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 324
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٢٤