در دلهاى شما زينت يافته بود و گمان بد كرديد ، و سرانجام هلاك شديد ، و از سعادت بزرگى محروم گشتيد . ( بَلْ ظَنَنْتُمْ انْ لَنْ يَنْقَلِبَ الرَّسُولُ وَ المُؤمِنُونَ الى اهْلِيهِمْ ابَداً وَ زُيِّنَ ذلِكَ فى قُلُوبِكُمْ وَ ظَنَنْتُمْ ظَنَّ السُوءِ وَ كُنْتُمْ قَوماً بُوراً ) .
واژهء « بور » در اصل به معنى شدت كساد بودن چيزى است ، و چون شدت كسادى باعث فساد مىشود ، چنان كه در ضرب المثل معروف عرب آمده : « كسد حتى فَسَدَ » ، اين كلمه به معنى فساد سپس به معنى هلاكت اطلاق شده است ، و به زمينهاى خالى از درخت و گل و گياه بائر مىگويند چون در حقيقت فاسد و مرده است .
گروه منافقان كه گرفتار اين گمان باطل در ماجراى صلح حديبيه شدند عدّهء كمى نبودند و به يقين هلاكت به معنى مرگ دامان آنها را نگرفت ، بنابراين بور در اينجا به معنى هلاكت معنوى ، محروميت از ثواب ، و خالى بودن سرزمين دلهاى آنها از گلهاى فضائل اخلاقى و شجرهء طيّبهء ايمان است ، و يا منظور هلاكت در آخرت به سبب عذاب الهى ، و در دنيا به سبب رسوايى است ، و به هر حال آيه دليل روشنى است بر نهى از سوء ظن مخصوصاً دربارهء پيامبر خدا صلى الله عليه و آله .
* * * در سوّمين آيهء مورد بحث سخن از سوء ظن نسبت به ساحت قدس پروردگار عالم است در حالى كه در آيات گذشته سخن از سوء ظن به انسانها بود مىفرمايد :
هدف ( ديگر از فتح مبين - فتح حديبيه ) اين بود كه مردان و زنان منافق ، و مردان و زنان مشرك را كه به خدا گمان بد بردند مجازات كند ، حوادث بدى را كه آنها براى مؤمنان انتظار داشتند ، تنها بر خودشان نازل مىشود ، خداوند به آنها غضب كرده و از رحمتش دور ساخته و جهنم را براى آنان آماده كرده است و چه بد سرانجامى است . ( وَ يُعَذِّبُ الْمُنافِقِيْنَ وَ الْمُنافِقاتِ وَ الْمُشْرِكِيْنَ وَ الْمُشْرِكاتِ الظَّانِّينَ بِاللَّهِ ظَنَّ السُوءِ « 1 » عَلَيْهِمْ دآئِرَةُ السُوءِ وَ غَضِبَ اللَّهِ عَلَيْهِمْ وَ لَعَنَهُمْ وَ اعَدَّ لَهُمْ جَهَنَّمَ وَ سائتْ مَصِيراً ) .
هامش
( 1 ) . سَوْء ( به فتح سين ) به گفته صحاح اللغه معنى مصدرى دارد و سوء به ضم سين معنى اسم مصدرى ، ولى به گفته زمحشرى در كشّاف هر دو به يك معنى است .