ظن است ، اين آيه ناظر به داستان افك ( دروغ و تهمت ) است ؛ مىدانيم گروهى از منافقان يكى از همسران پيامبر صلى الله عليه و آله را متهم به خارج شدن از جاده عفاف كردند و شايعهاى براى آن درست كرده و در يك زمان آن شايعه را در تمام مدينه پخش كردند . گرچه هدفگيرى ظاهراً به سوى يكى از همسران پيامبر صلى الله عليه و آله بود ، ولى در واقع هدف اصلى خود پيامبر و اسلام و قرآن بود ، در اين هنگام آيات كوبندهاى نازل شد كه پردههاى نفاق منافقان را كنار زد و نقشههاى آنها را نقش بر آب نمود ، و اين توطئه را در نطفه خفه كرد . تعبيرات اين آيات بقدرى حساب شده و آميخته با نكات روانى دقيق است كه اعجاب هر انسانى را بر مىانگيزد . آيهء مورد بحث كه يكى از آيات پانزدهگانهاى است كه در داستان افك نازل شد چنين مىفرمايد : « چرا هنگامى كه اين ( تهمت بزرگ ) را شنيديد ، مردان و زنان با ايمان ، نسبت به خود ( و كسى كه همچون خود آنها بود ) گمان خير نبردند ، چرا نگفتيد اين دروغ بزرگ و آشكار است » ( لَوْلا اذْ سَمِعْتُمُوهُ ظَنَّ المُؤمِنُونَ وَ المَؤمِناتِ بِانْفُسِهِمْ خَيراً وَقالُوا هذا افْكٌ مُبِينٌ ) .
تعبير به مؤمنون و مؤمنات نشان مىدهد كه يكى از نشانههاى ايمان حسن ظن نسبت به مسلمانان است . و سوء ظن و بدگمانى با جوهرهء ايمان سازگار نيست .
در واقع در اينجا مردم به سه گروه تقسيم شدند ، گروهى منافقان شايعه ساز و شايعه پراكن ، و گروهى سردمداران آنها كه در قرآن مجيد از آنها به عنوان « وَالَّذى تَوَلَّى كِبْرَهُ » ياد شده ، و گروهى مؤمنان پاكدل بودند كه به خاطر سادهدلى در دام شايعه گرفتار شدند .
روى سخن قرآن مجيد در آيهء فوق به گروه سوم است و آنها را سخت نكوهش مىكند كه چرا آلت دست منافقان شايعه ساز و شايعه پراكن شدهاند .
* * * در اين آيات شش گانه كه بعضى دربارهء سوء ظن نسبت به مردم و بعضى در مورد سوءظن نسبت به پروردگار عالم است اين رذيلهء اخلاقى شديداً محكوم شده و به
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 329
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٢٩