كرده ، و چه بد سرانجامى است .
4 - ( به خاطر بياوريد ) زمانى را كه آنها از طرف بالا و پائين ( شهر ) بر شما وارد شدند ( و مدينه را محاصره كردند ) و زمانى كه چشمها از شدت وحشت خيره شده و جانها به لب رسيده بود ، و گمانهاى گوناگون بدى به خدا مىبرديد ! آنجا بود كه مؤمنان آزمايش شدند و تكان سختى خوردند !
5 - سپس بدنبال اين غم و اندوه ، آرامشى بر شما فرستاد اين آرامش به صورت خواب سبكى بود كه ( در شب بعد از حادثه احد ) گروهى از شما را فرا گرفت ، اما گروه ديگرى در فكر جان خويش بودند ، ( و خواب به چشمانشان نرفت ) آنها گمانهاى نادرستى همچون گمانهاى دوران جاهليت - دربارهء خدا داشتند ، و مىگفتند « آيا چيزى از پيروزى نصيب ما مىشود ؟ بگو همهء كارها ( و پيروزيها ) به دست خداست ! » آنها در دل خود چيزى را پنهان مىدارند كه براى تو آشكار نمىسازند ، مىگويند « اگر ما سهمى از پيروزى داشتيم در اين جا كشته نمىشديم ! » بگو اگر هم در خانههاى خود بوديد آنهايى كه كشته شدن بر آنها مقرر شده بود قطعاً به سوى آرامگاههاى خود بيرون مىآمدند ( و آنها را به قتل مىرساندند ) . . . .
6 - چرا هنگامى كه اين ( تهمت ) را شنيدند ، مردان و زنان با ايمان نسبت به خود ( و كسى كه همچون خود آنها بود ) گمان خير نبردند و نگفتند اين دروغى بزرگ و آشكار است .
تفسير و جمعبندى
در نخستين آيه با صراحت از سوء ظن نهى شده و تلويحاً مقدمهاى براى تجسّس و غيبت شمرده شده است مىفرمايد : اى كسانى كه ايمان آوردهايد از بسيارى از گمانها بپرهيزيد كه بعضى از گمانها گناه است و هرگز در كار ( خصوصى ديگران ) تجسّس نكنيد و هيچ كس از شما ديگرى را غيبت نكند » ( يا ايُّهَا الَّذِينَ آمَنَوا اجْتَنِبُوا كَثِيْراً مِنَ الظَّنِ انَّ بَعْضَ الظَّنِّ اثمٌ وَ لا تَجَسَّسُوا وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً ) .
چرا تعبير به كثيراً من الظن ( بسيارى از گمانها ) شده است به خاطر اين است كه بيشترين گمانهاى مردم در حق يكديگر گمانهاى بد است لذا تعبير كثيراً اشاره به آن مىباشد .