اشاره به اين كه او خود را بندهء خدا مىدانست ، و هرگز راضى نبود كسى او را پرستش كند ، و اگر ديگران راه انحراف پوييدند و او را يكى از خدايان سه گانه پنداشتند گناهى متوجه او نيست ، و نبايد از دوزخيان باشد ، بنابراين قابل مقايسه با بتها يا افرادى مثل فرعون نيست .
جملهء « بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ » نشان مىدهد كه يكى از سرچشمههاى جدال به باطل ، خصومتها و عداوتها است كه انسان را به ستيزه جويى غير منطقى وامىدارد . و غالباً خودش مىداند باطل مىگويد ، ولى كينهتوزى و عداوت ، به او اجازهء تسليم در برابر حق نمىدهد .
* * * در هفتمين آيه پس از اشاره به حرام بودن مردار و حيواناتى كه براى بتها قربانى مىكردند ، يا گوشتهايى كه به هنگام ذبح حيوان ، نام خدا بر آن برده نمىشد مىفرمايد : « اين كار گناه است » ( وَ انَّهُ لَفِسْقٌ ) .
سپس به توجيهات غلطى كه براى كار خود داشتند اشاره كرده مىافزايد :
« شياطين به دوستان خود سخنانى مخفيانه القا مىكنند تا با شما به مجادله برخيزند و اگر از آنها اطاعت كنيد ، مشرك خواهيد بود » . ( وَ انَّ الشَّياطِينَ لَيُوحُونَ الى اوْلِيائِهِمْ لِيُجادِلَوُكُمْ وَ انْ اطَعْتُمُوهُمْ انَّكُمْ لَمُشْرِكُونَ ) .
مجادلهء باطل آنها - به گفتهء جمعى از مفسران بزرگ مانند مرحوم طبرسى و ابو الفتوح رازى و فى ظلال - اين بود كه آنها مىگفتند كه اگر ما گوشت حيوانات مرده را مىخوريم به خاطر آن است كه خدا آن را كشته ، و از حيوانى كه ما مىكشيم بهتر است ، در حقيقت تحريم مردار يك نوع بىاعتنايى به كار خدا است .
اين توجيه سخيف و باطل براى مردار خوارى همان چيزى است كه شياطين انس و جن به دوستان خود القا مىكردند ، تا به كمك آن به مجادله با كلام حق برخيزند ، و گوشتهاى آلودهء مردار را با گوشت پاكيزهء حيوانى كه به نام خدا ذبح شده است مقايسه كنند ، بلكه آن را برتر بدانند .
از اين تعبير به خوبى استفاده مىشود كه اين گونه مجادلهها انگيزهء شيطانى
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 275
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٧٥