نخواهند رسيد ( انَّ الَّذِينَ يُجادِلُونَ فِى آياتِ اللَّهِ بِغَيْرِ سُلْطانٍ اتاهُمْ ) .
واژهء « سُلْطان » در اين گونه موارد به معنى دليل و حجت و برهان است كه شامل امور سهگانهاى كه در آيهء قبل آمده بود مىشود ، هم علم و آگاهى شخصى را مىگيرد و هم هدايت پيشوايان آگاه ، و هم راهنمائى كتب آسمانى .
جالب اين كه مىگويد : ريشهء اصلى مجادله و ستيزه جويى آنها تكبرى است كه در درون جان آنها ، جايگزين شده ، و از طريق جدال به باطل مىخواهند به بزرگى برسند ، ولى هرگز به آن نخواهند رسيد ، بلكه ذليل و خوار مىشوند .
و از آنجا كه اين رذيلهء اخلاقى يكى از دامهاى خطرناك شيطان است در ذيل آيه مىفرمايد : « اكنون كه چنين است به خدا پناه بر كه او شنوا و دانا است » . ( فَاسْتَعِذْ بِاللَّهِ انَّهُ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ ) .
* * * در ششمين آيه سخن از مشركانى است كه بر كفر و شرك خود اصرار داشتند و براى توجيه كارهايشان در برابر پيامبر صلى الله عليه و آله به مجادله بر مىخاستند ، هنگامى كه قرآن مىگويد شما و معبودهايتان آتشگيرهء جهنم هستيد ، آنها در مقام مجادله مىگفتند : « آيا خدايان ما بهتر است يا مسيح ؟ او هم معبود واقع شد و بايد وارد دوزخ شود » . ( وَقالُوا ءَآلِهَتُنا خَيْرٌ امْ هُوَ ) .
سپس قرآن مىافزايد : آنها حقيقت را مىدانند « و اين مثل را جز از روى جدال براى تو نزدند ، بلكه آنها گروهى كينه توز و پرخاشگرند » . ( ما ضَرَبُوهُ الَّا جَدَلًا بَلْ هُمْ قَوْمٌ خَصِمُونَ ) .
سپس قرآن به تفاوت ميان حضرت مسيح عليه السلام و بتها پرداخته و مىگويد « مسيح عليه السلام بندهاى بود كه نعمت خود را بر او تمام كرده بوديم » ( انْ هُوَ الَّا عَبْدٌ انْعَمْنا عَلَيْهِ ) . « 1 »
هامش
( 1 ) . زخرف ، آيهء 59 .