* * * همين معنى با اضافاتى در آيهء هشتم همين سوره ( سورهء حج ) آمده است .
مىفرمايد : « بعضى از مردم هستند كه دربارهء خدا بدون هيچ علم و دانشى و هدايت و كتاب روشنى به مجادله بر مىخيزند » ( وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يُجادِلُ فِى اللَّهِ بِغَيْرِ عِلْمٍ وَ لا هُدًى وَ لا كِتابٍ مُنِيرٍ ) .
اشاره به اين كه بحث و گفتگو اگر آميخته با علم و آگاهى شخصى يا هدايت و راهنمايى پيشوايى آگاه ، يا كتاب روشنى از كتب آسمانى بوده باشد نه تنها ضررى ندارد ، بلكه مىتواند كليد حل مشكلات باشد .
ولى هنگامى كه امور سه گانهء بالا ( علم و آگاهى شخصى ، راهنمايى پيشوايان آگاه ، كتابهاى روشنى بخش آسمانى ) وجود نداشته باشد ، مجادله از طريق هوا و هوس و تعصبها و لجاجتها صورت مىگيرد كه نتيجهاش گمراهى و بدبختى است .
از آيهء نهم اين سوره كه به دنبال آيهء فوق آمده نيز به خوبى استفاده مىشود كه يكى از سرچشمههاى جدال به باطل ، كبر و خود برتر بينى است كه سبب گمراهى ديگران نيز مىشود ، و اين گونه افراد در دنيا رسوا ، و در آخرت گرفتار عذاب سوزان مىشوند ( ثانِىَ عِطْفِهِ لِيُضِلَّ عَنْ سَبِيلِ اللَّهِ لَهُ فِى الدُّنْيا خِزْىٌ وَ نُذِيقُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ عَذابَ الْحِرِيقِ ) . « 1 »
* * * در پنجمين آيه ضمن توصيف ديگرى در بيان مفهوم مجادله به باطل به يكى از سرچشمهها و انگيزههاى اصلى اين رذيلهء اخلاقى اشاره كرده مىفرمايد : كسانى كه در آيات خدا بدون هيچ گونه دليل و مدركى كه براى آنها آمده باشد ، جدل و ستيزهجويى مىكنند در دلهايشان فقط كبر و غرور است و هرگز به منظور خود
هامش
( 1 ) . حج ، آيهء 9 .