در هفتمين و آخرين آيهء مورد بحث كه همان آيهء معروف مباهله است سخن از شاخهء ديگرى از دروغ يعنى دروغ بستن به پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله است ، كه لعنت خدا را نصيب دروغ گويان كرده است ، مىفرمايد : « هرگاه بعد از علم و دانشى كه ( دربارهء مسيح ) به تو رسيده ( باز ) كسانى با تو به مهاجّه و ستيز بر مىخيزند به آنها بگو بياييد ما فرزندان خود را دعوت مىكنيم ، شما هم فرزندان خود را ، ما زنان خويش را دعوت مىنماييم ، شما هم زنان خود را ، ما از نفوس خود دعوت مىكنيم شما هم از نفوس خود ، آنگاه مباهله مىكنيم ، و لعنت خدا را بر دروغگويان قرار مىدهيم » . ( فَمَنْ حاجَّكَ فيهِ مِنْ بَعْدِ ما جائَكَ مِنَ الْعِلْمِ فَقُلْ تَعالَوا نَدْعُ أَبْنائَنا وَ أَبْنائَكُمْ وَ نِسآئَنا وَ نِسائَكُمْ وَ انْفُسَنا وَ انْفُسَكُمْ ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبينَ ) .
مباهله در اصل از ماده بهل ( بر وزن سهل ) به معنى رها كردن است و حتى در تعبيرات فارسى خود نيز اين جمله را به كار مىبريم كه فلان كس را بِهِل كردهاند يعنى به حال خود رها نمودهاند . و در تفسيرهاى مذهبى مباهله به معنى آن است كه دو گروه بر سر يك امر مذهبى در برابر هم قرار گيرند ، و هر كدام دربارهء ديگرى نفرين كند ، نفرين هر كدام مؤثر واقع شد دليل حقانيت او است ، همان گونه كه در صدر اسلام در ميان پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و مسيحيان نجران واقع شد ، و هنگامى كه پيامبر صلى الله عليه و آله به همراه اهل بيتش ( على و فاطمهء زهرا و حسن و حسين عليهم السلام ) به ميعادگاه براى مباهله آمد ، و آثار اجابت دعا را در چهرهء آنان ديدند ، مسيحيان نجران عقب نشينى كردند و با پيغمبر اكرم از در مصالحه در آمدند كه بحث آن را به طور مشروح در تفسير نمونه ذيل همين آيه آوردهايم و اينجا نياز به شرح آن نيست .
منظور اين است كه تعبير « فَنَجْعَلْ لَعْنَةَ اللَّهِ عَلَى الْكاذِبِينَ ؛ لعنت خدا را بر دروغگويان قرار مىدهيم » تعبير فوق العادهاى است كه عظمت گناه دروغ را بازگو مىكند .
* * *
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 226
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٢٦