رابطه اين دو گناه ( پيمان شكنى و دروغ ) با نفاق روشن است ، زيرا نفاق چيزى جز دوگانگى ظاهر و باطن نيست . پيمان شكنان دروغگو نيز تظاهر به پايبند بودن به تعهدات و صداقت و راستى مىكنند ، در حالى كه چهرهء باطن آنها چيزى غير از آن است .
آرى بسيارند كسانى كه همچون ثعلبة بن حاطب انصارى كه وقتى در تنگناهاى زندگى قرار مىگيرند به درگاه خدا روى مىآورند و با تمام وجود حل مشكل خود را از او مىخواهند ، و عهدها و پيمانها با خدا مىبندند و نذرها مىكنند اما هنگامى كه گرههاى مشكلات گشوده شد و به مقصد رسيدند همهء آنها را به فراموشى مىسپارند ، كه اين مصداق بارز پيمان شكنى و دروغ و كذب و نفاق و دورويى است ( از خدا مىخواهيم كه همه ما را از اين گونه اعمال حفظ كند ) .
* * * در پنجمين آيه سخن از صفات و اعمال زشت منافقان در ميان است ، و به خصوص روى مسألهء دروغ گويى آنها تكيه مىكند مىفرمايد : « در دلهاى آنها نوعى بيمارى است ؛ خداوند بر بيمارى آنها مىافزايد و عذاب دردناكى به خاطر دروغهايى كه مىگفتند دارد » ( فى قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً وَ لَهُمْ عَذابٌ الِيمٌ بِما كانُوا يَكْذِبُونَ ) .
در اين آيه دقيقاً ذكر نشده است كه چه نوع دروغهايى از آنها سر مىزد ، ممكن است اشاره به دروغهايى باشد كه در آيات قبل به آنها اشاره شد از جمله ادّعاى ايمان است در حالى كه در دل ايمان نداشتند ، و ديگر خدعه و نيرنگى است كه نسبت به مؤمنان داشتند و با دروغهاى خود آنها را فريب مىدادند ، و از همه مهمتر آن كه از هر فرصتى براى تكذيب پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله استفاده مىكردند . ولى در هر حال اين آيه مىگويد : عذاب اليم آنها به خاطر دروغهاى آنها است . و اين نشان مىدهد كه بدترين كار منافقان دروغ گويى آنها بوده است كه عذاب اليم مستند به آن شده ، در حالى كه گناهان زياد ديگرى نيز داشتند .
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 224
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٢٤