تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 225

مساهمون:

ص٢٢٥
روشن است كه منظور از بيمارى در اين جا بيمارى نفاق است كه يك بيمارى اخلاقى محسوب مىشود كه ناشى از دوگانگى شخصيت منافق است كه در ظاهر چيزى است و در باطن چيزى ديگر . * * * ششمين آيه ناظر به شاخه معيّنى از شاخه‌هاى كذب است و آن دروغ بستن بر خدا است ، روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده مىفرمايد : بگو آنها كه دروغ به خدا مىبندند ( هرگز ) رستگار نمىشوند ( قُلْ انَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ ) . اصولًا دروغ با رستگارى جمع نمىشود به خصوص اگر دروغ بر خدا و پيامبران الهى باشد و منظور از دروغ بر خدا در اين آيه - به قرينهء آيات پيش از آن - اين است كه مشركان فرشتگان را دختران خدا مىپنداشتند ، و گاه گفته شده است ادعاى مسيحيان را نسبت به حضرت مسيح عليه السلام و يهود را نسبت به حضرت عُزير عليه السلام كه آنها را فرزند خدا مىدانستند نيز شامل مىشود ، و در هر حال چنين نسبتى به خداوند دروغ ظاهر و آشكارى است ، زيرا نه خداوند جسم دارد و نه عوارض جسمانى بر او چيره مىشود ، و نه همسر و فرزندى . اصولًا فلسفهء وجود فرزند در نظام آفرينش نياز انسان‌ها ، نياز فطرى و طبيعى انسان‌ها به كمك فرزندان و احتياج به بقاء نسل از طريق آنها است ، و فرزند براى خداوندى كه ازلى و ابدى و بىنياز از همه چيز و قادر بر هر كارى است مفهوم ندارد . اين نكته نيز قابل دقت است كه در آيه فوق عمل مشركان مصداق دروغ و افترا هر دو شمرده شده است ، اين به خاطر آن است كه دروغ مفهومى گسترده‌تر از افترا دارد ( و به تعبير معروف ، نسبت ميان آنها نسبت عموم و خصوص مطلق است ) دروغ آن است كه انسان سخنى خلاف واقع بگويد خواه درباره شخص بگويد يا چيزى ، ولى تهمت و افترا آن است كه نسبتى ناروا و غير واقعى به كسى بدهد كه در اين صورت هم دروغ است و هم تهمت . مضمون همين آيه در آيهء 116 نحل نيز آمده است آنجا كه مىفرمايد : « انَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ » .