روشن است كه منظور از بيمارى در اين جا بيمارى نفاق است كه يك بيمارى اخلاقى محسوب مىشود كه ناشى از دوگانگى شخصيت منافق است كه در ظاهر چيزى است و در باطن چيزى ديگر .
* * * ششمين آيه ناظر به شاخه معيّنى از شاخههاى كذب است و آن دروغ بستن بر خدا است ، روى سخن را به پيامبر صلى الله عليه و آله كرده مىفرمايد : بگو آنها كه دروغ به خدا مىبندند ( هرگز ) رستگار نمىشوند ( قُلْ انَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ ) .
اصولًا دروغ با رستگارى جمع نمىشود به خصوص اگر دروغ بر خدا و پيامبران الهى باشد و منظور از دروغ بر خدا در اين آيه - به قرينهء آيات پيش از آن - اين است كه مشركان فرشتگان را دختران خدا مىپنداشتند ، و گاه گفته شده است ادعاى مسيحيان را نسبت به حضرت مسيح عليه السلام و يهود را نسبت به حضرت عُزير عليه السلام كه آنها را فرزند خدا مىدانستند نيز شامل مىشود ، و در هر حال چنين نسبتى به خداوند دروغ ظاهر و آشكارى است ، زيرا نه خداوند جسم دارد و نه عوارض جسمانى بر او چيره مىشود ، و نه همسر و فرزندى .
اصولًا فلسفهء وجود فرزند در نظام آفرينش نياز انسانها ، نياز فطرى و طبيعى انسانها به كمك فرزندان و احتياج به بقاء نسل از طريق آنها است ، و فرزند براى خداوندى كه ازلى و ابدى و بىنياز از همه چيز و قادر بر هر كارى است مفهوم ندارد .
اين نكته نيز قابل دقت است كه در آيه فوق عمل مشركان مصداق دروغ و افترا هر دو شمرده شده است ، اين به خاطر آن است كه دروغ مفهومى گستردهتر از افترا دارد ( و به تعبير معروف ، نسبت ميان آنها نسبت عموم و خصوص مطلق است ) دروغ آن است كه انسان سخنى خلاف واقع بگويد خواه درباره شخص بگويد يا چيزى ، ولى تهمت و افترا آن است كه نسبتى ناروا و غير واقعى به كسى بدهد كه در اين صورت هم دروغ است و هم تهمت .
مضمون همين آيه در آيهء 116 نحل نيز آمده است آنجا كه مىفرمايد : « انَّ الَّذِينَ يَفْتَرُونَ عَلَى اللَّهِ الْكَذِبَ لا يُفْلِحُونَ » .
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 225
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٢٢٥