با توجه به موارد استعمال ويل در قرآن ، به خوبى روشن مىشود كه اين واژه در مواردى به كار مىرود كه كارهاى بسيار زشتى انجام گرفته است ، و از اينجا روشن مىشود كه غيبت و عيب جويى از ديدگاه قرآن مجيد از زشتترين كارها است .
در سوّمين آيه مستقيماً سخن از نكوهش اشاعهء فحشاء و تهديد شديد مرتكب شوندگان به ميان آمد و به طور ضمنى ، مذمّت از غيبت مىكند ، زيرا اشاعهء فحشاء غالباً از طريق غيبت يا تهمت است . مىفرمايد : « كسانى كه دوست دارند زشتىها در ميان مردم با ايمان شيوع يابد ، عذاب دردناكى در دنيا و آخرت دارند ، و خداوند مىداند و شما نمىدانيد » ( انَّ الَّذينَ يُحِبُّونَ انْ تَشِيعَ الْفاحِشَةَ فِى الَّذينَ آمَنُوا لَهُمْ عَذابٌ اليمٌ فِى الدُّنيا وَ الآخِرَةِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ وَ انْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ) .
البته شأن نزول آيه در مورد تهمتى است كه از سوى منافقان به يكى از همسران پيامبر صلى الله عليه و آله زده شده بود ، ولى مسألهء اشاعهء فحشاء ( شيوع دادن زشتيها در ميان مردم ) مفهوم عامى دارد كه مخصوصاً غيبت را در بسيارى از موارد شامل مىشود .
در واقع نخستين آيه از آيات بالا اشاره به بُعد حقّ النّاس فردى غيبت داشت و اين آيه اشاره به آثار ويرانگر جمعى آن است ، زيرا هرگاه كارهاى خلافى را كه مردم در پنهانى انجام دادهاند و كسى از آن آگاه نيست بر ملا شود ، بسيارى از افراد ضعيف الايمان تشويق به اين گونه كارها مىشود .
« فاحشه » از ماده فحش در اصل به معنى هر كارى است كه از حد اعتدال خارج شود و صورت فاحش به خود بگيرد ، بنابراين شامل تمام منكرات و كارهاى بسيار زشت و قبيح مىشود ، هر چند در بسيارى از موارد در قرآن مجيد يا در كلمات روزمرّه در خصوص انحرافات جنسى و آلودگىهاى ناموسى به كار مىرود ، ولى اين مانع از عموميّت فاحشه و فحشاء نيست ، و در واقع از قبيل استعمال در يك مصداق بارز است ، بنابراين اشاعهء فحشاء كه در آيه آمده ، و در بسيارى از موارد از طريق غيبت انجام مىشود ، منحصر به آلودگىهاى جنسى نيست .
در آيهء 45 عنكبوت دربارهء نماز مىخوانيم : « انَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ ؛ نماز انسان را از زشتىها و منكرات باز مىدارد » و به يقين مفهوم آن عام است .
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 102
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص١٠٢