تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 100

مساهمون:

ص١٠٠
اخلاقى در درون جان او سر مىكشد و همچون خارهاى مغيلان او را آزار مىدهد . غيبت كننده انسان ضعيف و ناتوانى است كه شهامت رويا رويى با مسايل را ندارد و به همين دليل به مردهء برادر خويش هجوم مىبرد . همان گونه كه يك حيوان يا انسان مردار خوار ، سبب انتشار انواع ميكرب‌هاى بيمارى مىگردد ، شخص غيبت كننده نيز با ذكر گناهان و عيوب پنهانى برادران مسلمان عوامل اشاعهء فحشاء را فراهم مىسازد . قرآن مجيد با ذكر اين مثال و ريزه كارىهايى كه در آن نهفته شده به تحريك وجدان و فطرت انسان‌ها در برابر اين گناه بزرگ مىپردازد ، و شايد به همين دليل جمله را با سؤال شروع مىكند ، تا پاسخ آن از درون انسان‌ها برخيزد و تأثير آن قوىتر شود ، مىفرمايد : « آيا هيچ يك از شما دوست دارد گوشت برادر مردهء خود را بخورد ؟ » در ضمن آيه مىتواند اشاره‌اى به اين نكته نيز باشد ، كه موارد جواز غيبت ( مانند تظلّم و رفع ستم و مشورت و اصلاح ذات البين در واقع مانند موارد اضطرار به اكل ميته است كه انسان بايد به حد اقل قناعت كند ) . ولى اين سؤال مطرح است كه ما در تمام دنيا به ندرت در طول يك سال به موردى برخورد مىكنيم كه كسى گوشت مردهء انسانى را - چه رسد به برادر خويش - خورده باشد ، زشتى اين امر به اندازه‌اى است كه همه از آن پرهيز مىكنند ، در حالى كه غيبت امر رايجى است كه در همهء جوامع ديده مىشود ، بلكه يكى از وسايل تفريح و سرگرمى در جلسات است ، راستى اين تفاوت از كجا سرچشمه مىگيرد ؟ اين موضوع ظاهراً دليلى جز اين ندارد كه رواج غيبت ، قبح و زشتى آن را متأسفانه در نظرها كم كرده است . در دوّمين آيه با تهديد كوبنده‌اى به سراغ عيب‌جويان و غيبت كنندگان مىرود ، مىفرمايد « واى به هر عيب جوى غيبت كننده‌اى كه مردم با ايمان را به سخريه مىگيرند ، و با نيش زبان و حركات دست و چشم و ابرو ، در پشت سر و پيش رو ، مؤمنان را هدف تيرهاى طعن و تهمت قرار مىدهند » ( وَيْلٌ لِكُلِّ هُمَزَةٍ لُمَزَةٍ ) .