تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 99

مساهمون:

ص٩٩
4 - خداوند دوست ندارد كسى با سخنان خود بديها ( ى ديگران ) را اظهار كند ، مگر آن كس كه مورد ستم واقع شده باشد ، خداوند شنوا و دانا است .

تفسير و جمع‌بندى

در نخستين آيه ، قرآن با صراحت از سه چيز نهى مىكند كه در واقع علّت و معلول يكديگرند . نخست از گمان بد ، و بعد از تجسّس ، و سرانجام از غيبت . روشن است گمان بد انسان را وادار به تجسّس در احوال ديگران ، و كشف اسرار آنها مىكند و از آنجا كه هر انسانى ممكن است عيب و نقصى داشته باشد كه با تجسّس كشف شود ، اطلاع بر آن عيب پنهانى سبب غيبت مىگردد . ولى قرآن مجيد در اين آيه براى غيبت اهميّتى بيش از مسألهء گمان بد و تجسّس قائل شده چرا كه آن را مدلّل به دليلى گويا و رسايى ساخته مىفرمايد : « كسى از شما ديگرى را غيبت نكند آيا هيچ يك از شما دوست دارد كه گوشت برادر مردهء خود را بخورد ( به يقين ) همهء شما از اين امر كراهت داريد » ( وَ لا يَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً ايُحِبُّ احَدُكُمْ انْ يَاْكُلَ لَحْمَ اخِيهِ مَيْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ ) . اين تشبيه كه در واقع يك دليل منطقى را تشكيل مىدهد تمام ابعاد مسألهء غيبت را بيان كرده ، شخص غائب را به مرده تشبيه مىكند ، و رابطهء دينى او را به عنوان برادرى و اخوّت و آبروى او را به پارهء تن او و غيبت را به منزلهء خوردن گوشت او ، كارى كه هر وجدانى ، هر قدر ضعيف باشد ، از آن ابا و وحشت دارد ، و حتى در سخت‌ترين حالات حاضر نيست چنين كند . اين تشبيه مىتواند اشاره به نكته‌هاى فراوان ديگرى نيز باشد : فرد غائب همچون مرده است كه قدرت بر دفاع از خويش ندارد ، و هجوم بردن بر كسى كه قادر بر دفاع از خويش نيست ، بدترين نوع ناجوان مردى است . بى شك خوردن گوشت مرده سبب سلامت جسم و جان نمىشود ، بلكه سرچشمه انواع بيمارىها است ، بنابراين غيبت كننده اگر آتش كينه و حسد خود را با غيبت موقّتاً فرو نشاند به يقين چيزى نمىگذرد كه همان بذرهاى نهفته مفاسد