تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 86

مساهمون:

ص٨٦
بودند كه با صراحت به پيامبرشان شعيب گفتند اى شعيب ! آيا نمازت به تو دستور مىدهد كه آنچه را پدرانمان مىپرستيدند ترك كنيم يا آنچه را مىخواهيم در اموالمان انجام ندهيم ؟ ( قَالُوا يَا شُعَيْبُ اصَلَاتُكَ تَأْمُرُكَ انْ نَتْرُكَ مَا يَعْبُدُ آبَائُنَا اوْ انْ نَفْعَلَ فِى امْوَالِنَا مَا نَشَاءُ . . . ) « 1 » اين در حالى بود كه كم‌فروشى و غصب حقوق مردم نه تنها سبب فزونى اموال آنها نمىشد ، بلكه همان‌طور كه قرآن اشاره كرده است ، به فساد جامعهء آنها منجر مىگشت ، اعتماد عمومى از ميان مىرفت و اموال را به كاستى مىگذاشت ، بنابراين حرص و فزون‌طلبى آنها نتيجهء معكوس مىداد . * * * در سوّمين بخش از آيات ، اشاره به داستانى مربوط به زمان داوود عليه السلام شده است كه يكى از چهره‌هاى زشت و نفرت‌انگيز حرص را منعكس مىكند ، خلاصهء داستان چنين است كه : دو برادر به عنوان شكايت نزد داوود عليه السلام آمدند يكى از آنها گفت : « اين برادر من نود و نُه ميش دارد و من تنها يكى دارم ، امّا او اصرار مىكند كه اين يكى را نيز به من واگذار و در سخن بر من غلبه كرده است ( آيا اين انصاف است كه صاحب نود و نُه گوسفند مخصوصاً اگر برادر باشد به تنها گوسفند برادرش چشم دوخته باشد ) » ، ( انَّ هَذَا اخِى لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِىَ نَعْجَةٌ وَاحِدَةٌ فَقَالَ اكْفِلْنِيهَا وَ عَزَّنِى فِى الْخِطَابِ ) . « 2 » « ( هنگامى كه داوود عليه السلام اين سخن را شنيد ناراحت شد و ) گفت : مسلّماً او با درخواست يك ميش تو براى افزودن به ميشهايش بر تو ستم كرده است » ، ( قَالَ لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤآلِ نَعْجَتِكَ الَى نِعَاجِهِ . . . ) . « 3 » « ( تنها تو نيستى كه گرفتار اين ستم شده‌اى ) بسيارى از دوستان ( حريص و خودخواه و خودمحور ) به يكديگر ستم مىكنند ، مگر آنان كه ايمان آورده‌اند و عمل صالح دارند ، امّا عدّهء آنان كم است . »
هامش
( 1 ) - هود ، 87 . ( 2 ) - ص ، 33 . ( 3 ) - ص ، 34 .
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 86 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي