است كه سرآغاز تواضع است : نخست اينكه انسان هر كس را ببيند ابتدا به او سلام كند و در پايين مجلس بنشيند و تظاهر و ريا و سمعه را ناخوش دارد » . « 1 »
در بعضى از روايات نشانههاى ديگرى نيز بر آن افزوده شده است ، از جمله : ترك « مراء » و « جدال » يعنى انسان به خاطر برترىجويى با ديگرى بحث نكند و ديگر عدم علاقه به اينكه مردم او را بستايند . « 2 »
* * *
1 - تعريف تواضع
« تواضع » از مادّهء « وضع » در اصل به معنى فرونهادن است ، اين تعبير در مورد زنان باردار كه مولود خود را به دنيا مىآورند به عنوان وضع حمل گفته مىشود و در مورد خسارت و زيان كردن و كمبود تعبير « وضيعة » به كار مىرود و هنگامى كه به عنوان يك صفت اخلاقى گفته مىشود مفهومش اين است كه انسان خود را پايينتر از آنچه موقعيّت اجتماعى اوست قرار دهد ، به عكس تكبّر كه مفهومش برترىجويى و قرار دادن خويشتن برتر از موقعيّت فردى و اجتماعى اوست .
بعضى از ارباب لغت « تواضع » را به معنى « تذلّل » تفسير كردهاند و منظور از تذلّل در اينجا خضوع و فروتنى و تسليم است .
مرحوم نراقى در « معراج السعاده » در تعريف تواضع مىگويد : « تواضع عبارت است از شكسته نفسى كه نگذارد آدمى خود را بالاتر از ديگرى ببيند و لازمهء آن كردار و گفتار چندى است كه دلالت بر تعظيم ديگران و اكرام ايشان مىكند » . « 3 »
تعبير به « فروتنى » در فارسى دقيقاً همين معنا را مىرساند و اين مسئله از خلال گفتار و رفتار انسانها نمايان مىشود .
هامش
( 1 ) - كنز العمّال ، حديث 8506 .
( 2 ) - اصول كافى ، جلد 2 ، صفحهء 122 ، حديث 6 .
( 3 ) - معراج السعاده ، صفحهء 300 .