استقامت ديگران آمده است . در واقع دستور اوّل ناظر به ايستادگى در برابر انواع مشكلات و حوادث گوناگون زندگى است و دستور دوّم ناظر به ايستادگى در برابر دشمن است ، به اين ترتيب كه هر قدر آنها بيشتر مقاومت كنند ، مؤمنان بايد بر مقاومت خودشان بيفزايند تا بر دشمن غالب شوند .
« رابطوا » از مادهء « مرابطه » در اصل از « رباط » كه به معنى بستن چيزى در مكانى است ، گرفته شده است . اين واژه ( مرابطه ) معمولًا به معنى مراقبت از مرزها مىآيد ؛ زيرا سربازان اسلام ، مركبها و وسائل جنگى خود را در آن محل نگهدارى مىكردند .
آخرين دستور ، تقواى الهى است كه مانند چترى بر همهء دستورهاى سابق سايه مىافكند و هنگامى كه صبر و مصابره و مرابطه به دور از هر گونه رياكارى و اغراض شخصى ، آميخته با تقوا گردد ، سبب فلاح و رستگارى و نجات در دنيا و آخرت خواهد بود .
بعضى ديگر در تفسير « مصابره » گفتهاند : ايستادگى در مقابل عادات و هواى نفس است ؛ زيرا آنها در برابر انسان ايستادگى مىكنند و انسان نيز بايد در مقابل آنها ، ايستادگى نمايد . در تفسير « مرابطه » نيز گفتهاند كه منظور ، پيوند نفس به اطاعت الهى و يا پيوند قلب به خداست .
نقل شده كه عارفى پياده به خانهء خدا مىرفت ، مرد عرب شتر سوارى به او گفت : اى شيخ ! به كجا مىروى ؟ عابد گفت : به بيت الله . گفت : چرا پيادهاى ؟ گفت : من مركبهاى زيادى دارم ( تو نمىبينى ) . مرد عرب سؤال كرد : آن مركبها چيست ؟ عارف گفت :
هنگامى كه بلا و مصيبتى بر من نازل شود ، بر مركب صبر سوار مىشوم ، و هنگامى كه نعمتى نازل شود ، بر مركب شكر و هنگامى كه قضا و قدرى رخ دهد ، بر مركب رضا و هنگامى كه نفس سركش مرا به چيزى دعوت كند ، مىدانم كه آن چه از عمر باقى مانده ، كمتر از آن است كه گذشته است .
مرد عرب گفت : در واقع تو سوارهاى ، من پيادهام ؛ برو در امان خدا . « 1 »
* * *
هامش
( 1 ) - روح البيان ، جلد 2 ، صفحهء 158 .