مأموريت حضرت خضر عليه السلام مربوط به عالم تكوين بود و كارهايش همچون ملائكه « مدبّرات امراً » ( مأموران تدبير در جهان آفرينش ) بود . به همين دليل كارهايى كه از حضرت خضر عليه السلام سر مىزد و به ظاهر با موازين شرع هماهنگ نبود ، سبب شد ، فرياد اعتراض حضرت موسى عليه السلام بلند شود و هنگامى كه حضرت خضر عليه السلام اسرارش را شرح داد ، همه را پذيرفت .
اصولًا قوانين حاكم بر جهان تكوين با آن چه در جهان تشريع است ، گرچه سرانجام به يك نتيجه منتهى مىشود ، ولى در ظاهر ، از هم جداست و از همين رو ، دوستى و همراهى حضرت خضر عليه السلام و حضرت موسى عليه السلام مدت كوتاهى طول نكشيد .
ممكن است بعضى از پيامبران و همچنين امامان عليهم السلام به اسرار تكوين نيز آگاه باشند ( همانند پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله و ائمهء معصومين عليهم السلام كه از روايات استفاده مىشود ، ولى اين امر در نبوت و رسالت پيامبران و امامت ائمهء معصومين عليهم السلام ضرورتى ندارد ؛ زيرا يك فضيلت است ، نه شرط رسالت و امامت .
در پنجمين آيه سخن از يكى از پيامران بنى اسرائيل است كه در تفاسير و تاريخ از او به نام « اشموئيل » ياد كردهاند .
هنگامى كه بنى اسرائيل بر اثر ظلم سلطانى به نام « جالوت » آواره و بيچاره شدند ، دست به دامن « اشموئيل » زدند تا رئيس و فرماندهى براى جنگ با « جالوت » برايشان تعيين كند . او طى انتخاب حساب شدهاى كه شرحش از موضوع اين بحث خارج است ، جوانى به نام « طالوت » را براى اين كار برگزيد .
هنگامى كه طالوت ، لشكر عظيمى از بنى اسرائيل را براى جنگ با « جالوت » بسيج كرد ، با فراست و هوشيارى كه خدا به او داده بود ، دريافت كه اين لشكر انبوه ، كارايى چندانى ندارد ؛ زيرا افراد سُست اراده و كم طاقت بسيارى در ميان آنهاست كه نه تنها سبب تقويت آنها نخواهند شد ، بلكه باعث تضعيف روحيهء ديگران نيز مىشوند ؛ لذا تصميم گرفت با آزمايشهاى متعددى آنها را تصفيه كند . پس از انجام اين كار ، گروه محدودى بيشتر باقى نماند .
آن گروه ، از كمى نفرات خود نگران و ناراحت بودند و به يكديگر گفتند : « ما امروز توان مقاومت در برابر لشكر عظيم جالوت را نداريم » ؛ ولى به گفتهء قرآن : « كسانى كه علم به
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 450
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٤٥٠