آن مرد پرسيد : چرا مرا از يارانم جدا كردى ، در حالى كه كه گناه ما يكسان بوده است ؟
حضرت صلى الله عليه و آله فرمودند : به اين علت كه خداوند متعال به من وحى فرستاده است كه تو سخاوتمند قوم خود هستى و من تو را ( به اين جهت ) نمىكشم . آن مرد مسلمان شد و شهادت به يگانگى خداوند و رسالت پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله داد » . « 1 »
ريشه و نشانههاى بخل
ريشهء اصلى اين رذيلهء اخلاقى ، مانند بسيارى از رذايل ديگر ، ضعف مبانى ايمان و « معرفة الله » است . كسى كه خداوند را بر همه چيز قادر مىداند و معتقد است كه ريشهء تمام خيرات و بركات ، ذات پاك حق تعالى است ، بايد به طور قطع به وعدههاى الهى در مورد آثار مادى و معنوى « انفاق » در راه خدا اعتقاد داشته باشد كه با اين اعتقاد ، امكان ندارد گرفتار اين خوى زشت گردد .
امام امير مؤمنان على عليه السلام مىفرمايند : « البُخْلُ بِالمَوجُودِ سُوءُ الظَنِّ بِالمَعْبُودِ ؛ بخل ورزيدن نسبت به آنچه انسان دارد ، به خاطر سوء ظن به خداست ( سوء ظن به وعدههاى او و قدرتش بر همه چيز ) » . « 2 »
در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام آمده است « ان كانَ الخَلَفُ مِنَ اللَّهِ عزّوجلَّ حَقّاً فَالبُخْلُ لِماذَا ؛ اگر جانشينى از سوى خداوند متعال ، حق است ؛ پس بخل براى چيست ؟ » « 3 »
در كتاب « فقه الرضا » آمده است : « ايّاكُمْ وَ البُخْلَ فَانَّهَا عَاهَةٌ لاتَكُونُ في حُرٍّ وَ لا مُؤمِنٍ انَّها خِلافُ الايمانِ ؛ از بخل بپرهيزيد ؛ زيرا « بخل » آفتى است كه در انسان آزاده و با ايمان هرگز نخواهد بود ، « بخل » خلاف ايمان است » . « 4 »
در حديث قدسى از رسول خدا صلى الله عليه و آله آمده است كه خداوند مىفرمايد : « يَا عَبدِي اتَبْخَلُني ام تَتَّهِمُنى ام تَظُنُّ انّي عَاجِزٌ غَيرُ قَادِرٍ عَلَى اثَابَتِكَ « 5 » ؛ بندهء من ! آيا نسبت به من « بخل » مىورزى يا مرا متهم مىسازى يا گمان مىكنى كه من عاجزم و توانايى ندارم به تو پاداش دهم » .
هامش
( 1 ) - ميزان الحكمه ، جلد 2 ، صفحهء 1277 ، حديث 8380 .
( 2 ) - غرر الحكم ، حديث 1258 .
( 3 ) - بحار الانوار ، جلد 70 ، صفحهء 300 .
( 4 ) - بحار الانوار ، جلد 75 ، صفحهء 346 .
( 5 ) - بحار الانوار ، جلد 93 ، صفحهء 10