آرى ! آزادگان و مؤمنان و آنهايى كه به وعدههاى الهى ، دلگرم و مطمئن هستند و آنهايى كه قدرت خدا را بر هرگونه پاداش ، باور كردهاند ، هرگز هنگام انفاق در راه خدا ، دستشان نمىلرزد و « بخل » را راه وصول به بىنيازى نمىدانند ؛ بلكه تا آنجا كه در توان دارند ، به بندگان خدا ، جود و بخشش مىكنند و عوض را از كسى مىطلبند كه هم سخاوتمند است و هم از همه چيز آگاه و هم بر همه چيز قادر .
از نشانههاى ديگر « بخل » آوردن عذرهاى گوناگون ، براى خوددارى از كمك به ديگران است . بخيلان براى پوشاندن رذيلهء اخلاقى خود در برابر مردم ، به عذرهاى واهى متوسل مىشوند و حتى گاهى با همين عذرها ، خود را فريب مىدهند ؛ مثلًا با اين كه پول فراوانى دارد ، اما حاضر نيست مقدار كمى از آن را ببخشد يا اين كه وام دهد ؛ بلكه به عذرهايى مانند اين كه شايد برايم مشكلى پيش آيد يا احتمال دارد فرزندم بيمار شود و يا احتمال دارد ميهمانهايى برايم بيايند يا در آينده وضع بازار از نظر اقتصادى به كسادى گرايد ، متوسل مىگردد .
امام على بن ابي طالب عليه السلام در اين رابطه مىفرمايند : « الْبَخِيلُ مُتَحَجِّجٌ بِالمَعاذيرِ و التَّعاليلِ ؛ شخص بخيل متوسل به عذرها و علتهاى ( واهى ) مىشود » . « 1 »
در جاى ديگر نيز مىفرمايند : « كَثْرَةُ العِلَلِ آيَةُ البُخْلِ ؛ كثرت تعلّل و عذرهاى واهى ، نشانهء « بخل » است » . « 2 »
از نشانههاى ديگر افراد بخيل ، پوشاندن نعمتهاست . آنها به بهانههاى مختلف سعى دارند ، نعمتهاى خدادادشان را از ديد مردم دور نگه دارند ، مبادا كسى از آنها تقاضايى كند . البته در بسيارى از اوقات پوششهاى كاذبى از قبيل چشم زخم مردم و تنگ نظريها به احتمال بروز خطر براى آن درست مىكنند .
نشانهء ديگر « بخل » آن است كه هرگاه در راه خدا چيزى را انفاق كند ، سخت ناراحت مىشود ؛ گويى بار سنگينى بر دوش او نهاده و يا عزيزى از عزيزانش از دست رفته است .
* * *
هامش
( 1 ) - غرر الحكم ، حديث 1275 .
( 2 ) - بحار الانوار ، جلد 74 ، صفحهء 209 .