پيامبران بزرگ الهى يا فرشتگان - از عبوديّت او روى برگردانند و به استكبار روى آورند ، مجازات دردناكى خواهند ديد و هيچ كس نمىتواند در برابر اين مجازات آنها را يارى دهد .
قابل توجّه اينكه : در آيهء اخير ، ايمان و عمل صالح در نقطهء مقابل استكبار و خود برتر بينى قرار گرفته است و از آن به خوبى مىتوان نتيجه گرفت آنها كه راه استكبار را در پيش مىگيرند نه ايمان درستى دارند و نه عمل صالحى !
استنكاف در اصل از مادّهء « نَكْف » ( بر وزن نصر ) در اصل به معنى پاك كردن قطرات اشك از صورت به وسيلهء انگشتان است ، بنابراين استنكاف از عبوديّت خداوند به معنى دور شدن و فاصله گرفتن از اوست كه ممكن است منشأهاى گوناگونى از قبيل جهل و نادانى ، سستى و تنبلى و غير آن داشته باشد ، ولى هنگامى كه جملهء « اسْتَكْبَرُوا » بعد از آن قرار مىگيرد ، اشاره به استنكافى است كه سرچشمهء آن كبر و غرور است و ذكر اين جمله پشت سر يكديگر اشاره به همين نكتهء لطيف است ( دقّت كنيد ) .
به هر حال تعبيرات كوبندهء اين آيات دليل بر اهميّت خطراتى است كه صفت زشت استكبار براى هر انسانى به بار مىآورد و اين همان چيزى است كه ما به دنبال آن هستيم .
* * * در چهاردهمين و آخرين آيهء مورد بحث به يكى ديگر از پيامدهاى دردناك استكبار اشاره كرده ، مىفرمايد : « كسانى كه آيات ما را تكذيب كردند و در برابر آن تكبّر ورزيدند ، درهاى آسمان به روى آنان گشوده نمىشود و هرگز داخل بهشت نمىشوند ، مگر اينكه شتر از سوراخ سوزنى بگذرد ! اين چنين ظالمان را كيفر مىدهيم ! » ، ( انَّ الَّذِينَ كَذَّبُوا بِآيَاتِنَا وَاسْتَكْبَرُوا عَنْهَا لَاتُفَتَّحُ لَهُمْ ابْوَابُ السَّماءِ وَ لَايَدْخُلُونَ الْجَنَّةَ حَتَّى يَلِجَ الْجَمَلُ فِى سَمِّ الْخِيَاطِ وَ كَذَلِكَ نَجْزِى الُمجْرِمِينَ ) . « 1 »
در اين آيه اوّلًا « تكذيب آيات الهى » در كنار « استكبار » قرار گرفته ، و همان گونه كه سابقاً نيز اشاره شد يكى از علل مهمّ انكار آيات خدا و قيام در برابر پيامبران ، مسئلهء
هامش
( 1 ) - اعراف ، 40 .