« فخرفروشى » بر ديگران مىشود .
اينكه مىفرمايد : خدا اين گروههاى هفتگانه را دوست ندارد ، مفهومش اين است كه آنها را از ساحت قدسش طرد مىكند ؛ چرا كه بدترين و خطرناكترين رذايل اخلاقى كه مانع قرب الى اللَّه است بر وجود آنها حاكم است .
* * * در سيزدهمين آيه مورد بحث كه طبق شأن نزولى كه مفسّران ذكر كردهاند ناظر به گفتگوى گروهى از مسيحيان نجران است ، مىفرمايد : « مسيح هرگز از اين استنكاف نداشت كه بندهء خدا باشد و نه فرشتگان مقرّب او ( از بندگى خدا استنكاف دارند ) و آنها كه از عبوديّت و بندگى او خوددارى كنند و تكبّر ورزند به زودى همهء آنها را در قيامت محشور خواهد كرد ( و مجازاتشان مىكند ) » ، ( لَنْ يَسْتَنْكِفَ الْمَسِيحُ انْ يَكُونَ عبْداً لِلّهِ و لَاالْمَلائِكَةُ الْمُقَرَّبُونَ وَ مَنْ يَسْتَنْكِفْ عَنْ عِبَادَتِهِ وَ يَسْتَكْبِرْ فَسَيَحْشُرُهُمُ اللَّهُ جَمِيعاً ) . « 1 »
در آيهء بعد به عنوان تأكيد بيشتر بر اين اصل مهمّ سرنوشتساز ، مىفرمايد : « امّا آنها كه ايمان آوردند و عمل صالح انجام دادند پاداش آنان را به طور كامل خواهد داد و از فضلش بر آنها خواهد افزود و آنها را كه استنكاف كردند و تكبّر ورزيدند مجازات دردناكى خواهد نمود ( و در برابر اين مجازات سخت الهى ) براى خود غير از خدا يار و ياورى نخواهند يافت ! » ، ( فَامَّا الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ فَيُوَفِّيهِمْ اجُورَهُمْ وَ يَزِيدُهُمْ مِنْ فَضْلِهِ وَ امَّا الَّذِينَ اسْتَنْكَفُوا وَ اسْتَكْبَرُوا فَيُعَذِّبُهُمْ عَذَاباً الِيماً وَ لايَجِدُونَ لَهُمْ مِنْ دُونِ اللَّهِ وَلِيّاً وَ لَانَصِيراً ) . « 2 »
اين آيات ناظر به ادّعاهاى بىاساس گروهى از مسيحيان است كه به الوهيّت مسيح عليه السلام قائل بودند و تصوّر مىكردند اگر كسى مسيح عليه السلام را از مقام خدايى پايين آورد و او را بندهء خدا بداند اهانتى به مقام والاى او نموده است .
قرآن مىگويد : نه مسيح و نه هيچيك از فرشتگان مقرّب خدا چنين مقامى براى خود قائل نبوده و نيستند ، همه خود را بندهء خدا مىدانند و در برابر ساحت مقدّسش خاضعند و رسم عبوديّت بجا مىآورند . سپس به عنوان يك اصل كلّى مىگويد : هر كس - حتّى
هامش
( 1 ) - نساء ، 172 .
( 2 ) - نساء ، 173 .