ب - غرور و خودبينى
غرور يكى ديگر از عوامل « غفلت » و گاه ناشى از « غفلت » است ؛ زيرا ، انسان مغرور تنها پيروزىهاى خود را مىبيند و به امتيازهاى خود مىبالد و گاه همهء اينها را جاودان مىپندارد و همين امر ، سبب « غفلت » او از واقعيتها مىگردد . اين « غفلت » عامل مؤثرى براى شكست او خواهد شد .
در طول تاريخ افراد زيادى ديده شدهاند كه بر اثر غرور ، در دام « غفلت » گرفتار شده و نتوانستند در برابر دشمنان مقاومت كنند ، از اين رو ضربات دشمن ، آنها را از پاى درآورد .
ج - مستى نعمت
مستى نعمت ( كه با غرور شباهت زيادى دارد ، اما در واقع چيزى جداى از آن است ) نيز انسان را در گرداب غفلت مىافكند .
هنگامى كه افراد كم ظرفيت خود را در ناز و نعمت ديدند ، گويى مست مىشوند و مستى آنها را در « غفلت » از واقعيتهايى كه اطراف او را گرفته است ، فرو مىبرد و اين بى خبرى و غفلت همچنان ادامه مىيابد تا سرانجام سيلى اجل در صورت او نواخته شود و بيدارش كند ، همان گونه كه امير مؤمنان على عليه السلام فرمودهاند : « مَنْ غَفَلَ عَنْ حَوَادِثِ الايَّامِ ايْقَضَهُ الْحَمَامُ ؛ كسى كه از حوادث روزگار غافل شود ، مرگ او را بيدار خواهد كرد » . « 1 »
امام سجاد ، على بن الحسين عليه السلام نيز فرمودهاند : « انَّ قَسْوَةَ الْبَطْنَةِ وَ فَتْرَ الْمَيْلَةِ وَ سَكْرَ الشَّبَعِ ، وَ عِزَّةَ الْمُلْكِ مِمَّا يُثَبِّطُ وَ يُبْطِى عَنِ الْعَمَلِ وَ يَنْسِى الذِّكْرَ وَ يُلْهِى عَنِ اقْتِرَابِ الاجَلِ حَتّى كانَّ الْمُبْتَلى بِحُبِّ الدُّنيَا بِهِ خَبْلٌ مِن سُكْرِ الشَّرَابِ ؛ سنگدلى حاصل از شكم پرستى و پرخورى ، سستى ميل ( به دنيا ) و مستى سيرى و غرور حاكميّت ، از امورى است
هامش
( 1 ) - شرح فارسى غرر الحكم ، جلد 7 ، صفحهء 296 .