البَوَارِ ؛ غفلت سبب غرور انسان مىشود ، و مقدمات هلاكت او را فراهم مىسازد » . « 1 »
4 - باز از همان حضرت نقل شده است : « الْغَفْلَةُ ضَلالُ النُّفُوسِ وَ عُنْوَانُ النُّحُوسِ ؛ غفلت مايهء گمراهى افكار و سرلوحهء نحوستهاست » « 2 » ؛ زيرا تنها راه نجات از گمراهى ، تفكر و انديشه است ؛ ولى « غفلت » دشمن سرسخت آن مىباشد .
5 - در حديث ديگرى از آن حضرت آمده است : « وَيْلٌ لِمَنْ غَلَبَتْ عَلَيْهِ الْغَفْلَةُ فَنَسِىَ الرَّحْلَةَ وَ لَم يَسْتَعِدْ ؛ واى ! بر كسى كه « غفلت » بر او غلبه كند و نتيجه سفر آخرت را به فراموشى بسپارد و آمادهء آن نشود » . « 3 »
6 - امام صادق عليه السلام مىفرمايند : « انْ كَانَ الشَّيطانُ عَدُوّاً فَالْغَفْلَةُ لِمَاذَا ؛ اگر شيطان ، دشمن اسلام است ( كه هست ) ، پس غفلت براى چيست ؟ » . « 4 »
در احاديث گذشته ، گاه « غفلت » از خدا و گاه « غفلت » از روز قيامت و گاه « غفلت » از وسوسههاى شيطان ، مطرح شده است .
7 - امير مؤمنان على عليه السلام در حديثى مىفرمايند : « فَيَا لَهَا حَسْرَةً عَلَى كُلِّ ذِى غَفْلَةٍ انْ يَكُونَ عُمُرُهُ عَلَيْهِ حُجَّةً وَ انْ تُؤَدِّيَهُ ايَّامُهُ الَى الشَّقْوَةِ ؛ اى واى ! بر غافلى كه عمرش ، حجتى عليه اوست و روزگارش او را به بدبختى كشاند » « 5 » منظور از « غفلت » در اين حديث ، « غفلت » از ترك انجام وظايف ، در طول عمر است .
8 - اين مسئله به قدرى داراى اهمّيّت است كه حتى يكى از هدفهاى بعثت انبيا ، درمان دردهاى « غفلت » شمرده شده است ؛ همان گونه كه در خطبهء 108 نهج البلاغه در بيان اوصاف پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله آمده است : « مُتَتَبِّعٌ بِدَوَائِهِ مَوَاضِعَ الْغَفْلَةِ وَ مَوَاطِنَ الْحَيْرَةِ ؛ او طبيبى است كه داروهاى خود را براى درمان موارد « غفلت » آماده ساخته و به دنبال بيمارانش مىگردد » . « 6 »
9 - در حديث ديگرى از همان بزرگوار در مورد آثار زيانبار غفلت چنين نقل شده
هامش
( 1 ) - شرح فارسى غرر الحكم ، جلد 7 ، صفحهء 295 .
( 2 ) - همان مدرك ، جلد 1 ، صفحهء 369 .
( 3 ) - همان مدرك ، جلد 6 ، صفحهء 227 .
( 4 ) - بحار الانوار ، جلد 75 ، صفحهء 190 .
( 5 ) - نهج البلاغه ، خطبهء 64 و 7 .
( 6 ) - نهج البلاغه ، خطبه 108 و 5 .