خداوند قادر على الاطلاق باشد جايى براى اين اوصاف رذيله وجود ندارد .
هنگامى كه انسان آيهء شريفهء وَ مَنْ يَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ « 1 » را زمزمه مىكند ، خود را سرشار از موفّقيّت و بى نيازى و امكانات مىبيند ، و همان گونه كه در بعضى از ادعيه آمده است : « اللَّهُمَّ اغْنِنِى بِالْيَقِينِ وَ اكْفِنِى بِالتَّوَكُّلِ عَلَيْكَ ؛ خداوندا ! مرا با يقين ( به ذات پاكت ) بى نياز كن ، و با توكّل بر خودت همه چيز مرا كفايت فرما » ! « 2 »
از سوى چهارم توكّل بر خداوند نور اميد بر دل مىپاشد و به خاطر آن توان و استعداد انسان شكوفا مىگردد ، خستگى راه بر او چيره نمىشود ، و در همه حال احساس آرامش مىكند ، لذا امير مؤمنان على عليه السلام در سخن كوتاه و پرمعنايى مىفرمايد : « لَيْسَ لِمُتَوَكِّلٍ عَنَاءُ ؛ كسى كه توكّل بر خدا دارد رنج و خستگى ندارد » ! « 3 »
از سوى پنجم توكّل بر خدا ، هوش و قدرت تفكّر را مىافزايد و روشنبينى خاصّى به انسان مىدهد ، زيرا قطع نظر از بركات معنوى اين فضيلت اخلاقى ، توكّل ، سبب مىشود كه انسان در برابر مشكلات دستپاچه و وحشتزده نشود و قدرت بر تصميمگيرى را حفظ كند و نزديكترين راه درمان و حلّ مشكل را بيابد .
از اين رو در حديثى از امير مؤمنان على عليه السلام مىخوانيم : « مَنْ تَوَكَّلَ عَلَى اللَّهِ اضَائَتْ لَهُ الشُّبُهَاتِ وَ كَفَى الْمَؤُونَاتِ وَ امِنَ التَّبِعَاتِ ؛ كسى كه بر خدا توكّل كند تاريكى شبهات براى او روشن مىشود ، و اسباب پيروزى او فراهم مىگردد و از مشكلات رهايى مىيابد » ! « 4 »
* * *
3 - اسباب توكّل
توكّل مانند ساير فضايل اخلاقى ، اسباب و سرچشمههاى متعدّدى دارد ولى مىتوان گفت : عمدهترين اسباب توكّل ايمان و يقين به ذات پاك خدا و صفات جمال و جلال اوست .
هامش
( 1 ) - طلاق ، 3 .
( 2 ) - بحار الانوار ، جلد 87 ، صفحهء 14 .
( 3 ) - شرح غرر الحكم ، جلد 5 ، صفحهء 72 ، حديث 7451 .
( 4 ) - شرح غرر الحكم ، جلد 5 ، صفحهء 414 ، حديث 8985 .