تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 248

مساهمون:

ص٢٤٨
همين رو در حديث امام امير مؤمنين آمده است كه : « شِدَّةُ الْجُبْنِ مِنْ عَجْزِ النَّفْسِ وَ ضَعْفِ الْيَقِينِ ؛ شدّت ترس از ناتوانى روحى و ضعف يقين سرچشمه مىگيرد » ! « 1 » 3 - « عدم آگاهى و جهل » در بسيارى از اوقات سبب ترس مىشود ، انسان از اشخاص و جانداران و موجوداتى كه درست آنها را نمىشناسد مىترسد ، ولى هنگامى كه به قدر كافى آگاهى مىيابد ضعف او زايل مىشود . 4 - « عافيت‌طلبى » يكى ديگر از اسباب ترس است ، چرا كه هميشه شجاعت در عين اينكه پيروزى مىآفريند مشكلات و ناراحتىهايى را نيز ممكن است به همراه داشته باشد كه باب طبع عافيت‌طلبان ترسو نيست . 5 - بروز حوادث تلخ و ناگوار غالباً سبب مىشود كه انسانها به نوعى ترس گرفتار شوند ، زيرا اين حوادث تلخ ذهنيّت‌هاى ترس‌آلودى در انسان به وجود مىآورد كه گاه تا آخر عمر با اوست و جز با روانكاوى صحيح بر طرف نمىگردد . 6 - افراط در احتياط مىتواند ناشى از ترس باشد و يا عاملى براى ايجاد ترس ، چرا كه به انسان مىگويد از هر احتمال خطرى بايد پرهيز كرد ، و اين يكى از ريشه‌هاى اصلى ترس است . 7 - انكار نمىتوان كرد كه ساختمان روحى و جسمى افراد نيز در بروز اين پديدهء شوم مؤثّر است ، گروهى از افراد را مىبينيم كه به خاطر ضعف قلب يا ناتوانى اعصاب ، يا ضعفهاى ديگر جسمانى ، از همه چيز مىترسند ، در حالى كه از اين حالت متنفّرند ولى نمىتوانند آن را از خود دور سازند . آنها مىگويند : چه كنيم اين ترس دست خودمان نيست ، و بى اختيار بر ما تحميل مىشود ، ولى چنان نيست كه اين حالت از طريق روان درمانى قابل تغيير نباشد . * * *
هامش
( 1 ) - شرح فارسى غرر الحكم ، جلد 4 ، صفحهء 185 .