تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 247

مساهمون:

ص٢٤٧
مىطلبد كه بتوانند از سدّ مشكلات عبور كنند ، و اين كار از افراد ترسو ساخته نيست . بنابراين چنين افرادى به فرض كه در زندگى توفيقى نصيبشان شود ناچيز و محدود خواهد بود ، و هرگز نمىتوانند دست به كارهاى مهمّ اجتماعى خواه جنبهء انقلابى داشته باشد يا اصلاحى بزنند ! اين مسئله تا آنجا پيش مىرود كه در اسلام از مشورت مديران موفّق جامعه در كارهاى مهم با افراد جبان و ترسو نهى شده است ، چرا كه آنها هميشه آيهء يأس مىخوانند و مديران را از انجام كارهاى مهم بازمىدارند ! امير مؤمنان على عليه السلام به مالك اشتر دستور داد كه افراد ترسو را در شوراى خود نپذيرد ، چرا كه آنها سبب تضعيف او مىشوند ، لَاتَدْخُلَنَّ فِى مَشْوِرَتِكَ . . . جَبَاناً يُضَعِّفُكَ عَنِ الْامُورِ . « 1 » و در جاى ديگر آمده است : « وَ يُعَظِّمُ عَلَيْكَ مَا لَيْسَ بِعَظِيمٍ ؛ و موضوعات كوچك را در نظر تو بزرگ نشان مىدهند » . * * *

3 - ريشه‌هاى جبن

1 - ضعف ايمان و سوء ظنّ به خدا ، زيرا افراد با ايمان داراى توكّل و اميد به لطف خداوند و اعتقاد به وعده‌هاى او هستند ، و چنين كسانى هرگز سست و زبون نخواهند شد ، و از حوادث هر قدر بزرگ باشد نمىترسند ، اين همان است كه در فرمان معروف مالك اشتر آمده است كه امام عليه السلام مىفرمايد : « انَّ الْبُخْلَ وَ الْجُبْنَ وَ الْحِرْصَ غَرَائِزٌ شَتَّى يَجْمَعُهَا سُوءُ الظَّنِّ بِاللَّهِ ؛ بخل و ترس و حرص ، غرائز و تمايلات متعدّدى هستند كه جامع آنها سوء ظن به خداى بزرگ است » ! 2 - احساس كمبود شخصيّت و عقدهء حقارت يكى ديگر از دلايل جبن و ترس است ، به همين دليل هر اندازه به افراد شخصيّت داده شود بر شجاعت آنها افزوده مىشود و از
هامش
( 1 ) - نهج البلاغه ، نامهء 53 .