عَصَبِيَّةٍ بَعَثَهُ اللَّهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ مَعَ اعْرَابِ الْجَاهِلِيَّةِ ؛ هر كسى در دلش به اندازهء دانهء خردلى عصبيّت باشد خداوند روز قيامت او را با اعراب جاهليّت محشور مىكند » . « 1 »
اين تعبير نشان مىدهد كه اين رذيلهء اخلاقى به قدرى خطرناك است كه پايينترين درجات آن نيز با ايمان خالص سازگار نيست .
2 - در حديثى از امير مؤمنان على عليه السلام مىخوانيم : « انَّ اللَّهَ يُعَذِّبُ السِّتَّةَ بِالسِّتَّةِ ، الْعَرَبَ بِالْعَصَبِيَّةِ ، وَ الدَّهَاقِينَ بِالْكِبْرِ ، وَ الْامَرَاءَ بِالْجَوْرِ ، وَالْفُقَهَاءَ بِالْحَسَدِ ، وَ التُّجَّارَ بِالْخِيَانَةِ ، وَ اهْلَ الرَّسَاتِيقِ بِالْجَهْلِ ؛ خداوند شش گروه را به خاطر شش چيز عذاب مىكند : عرب را به خاطر تعصّب ، و اربابان را به خاطر تكبّر ، و حاكمان را به خاطر ستم ، و فقيهان را به خاطر حسد ، و تجّار را به خاطر خيانت ، و اهل روستاها را به خاطر جهل و نادانى » ! « 2 »
جالب اينكه تعصّب را نخستين امر از امور ششگانه ذكر فرموده ، در حالى كه همهء آنها از گناهان بزرگ است .
3 - در حديث ديگرى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم : « لَيْسَ مِنَّا مَنْ دَعَا الَى عَصَبِيَّةٍ ، وَ لَيْسَ مِنَّا مَنْ قَاتَلَ عَلَى عَصَبِيَّةٍ ، وَ لَيْسَ مِنَّا مَنْ مَاتَ عَلَى عَصَبِيَّةٍ ؛ كسى كه مردم را دعوت به تعصّب كند از ما نيست ، و كسى كه به خاطر تعصّب بجنگد از ما نيست ، و كسى كه با تعصّب بميرد از ما نيست » ! « 3 »
4 - امير مؤمنان على عليه السلام در خطبهء معروف « قاصعه » كه اساس آن بر نفى تكبّر و تعصّب است عامل اصلى انحراف و بدبختى ابليس را تعصّب و تكبّر مىشمرد ، و مىفرمايد :
« هنگامى كه خداوند به فرشتگان دستور داد براى آدم عليه السلام سجده كنند ، همگى اطاعت كردند جز ابليس » سپس مىافزايد : « اعْتَرَضَتْهُ الْحَمِيَّةُ فَافْتَخَرَ عَلَى آدَمَ بِخَلْقِهِ وَ تَعَصَّبَ عَلَيْهِ لِاصْلِهِ فَعَدُوُّ اللَّهِ امَامُ الْمُتَعَصِّبِينَ ، وَ سَلَفُ الْمُسْتَكْبِرِينَ الَّذِى وَضَعَ اسَاسَ الْعَصَبِيَّةِ ؛ تكبّر و تعصّب به او دست داد ، و بر آدم عليه السلام به خاطر خلقت خويش افتخار كرد ، و از جهت اصل و ريشهء خود نسبت به او تعصّب ورزيد ، به همين دليل اين دشمن خدا پيشواى متعصّبان ، و
هامش
( 1 ) - اصول كافى ، جلد 2 ، صفحهء 308 ( باب العصبيّة ) .
( 2 ) - كافى ، جلد 8 ، صفحهء 162 ، حديث 17 .
( 3 ) - سنن ابى داوود ، حديث 5121 ، طبق نقل ميزان الحكمه .