مىطلبد ، و اين با جنون سازگار نيست ، اين سخنان ضدّ و نقيض ناشى از جهل و تعصّب بود .
* * *
نتيجه نهايى
يك نگاه اجمالى به آيات گذشته كه اشباه و نظاير ديگرى نيز در قرآن مجيد دارد اين حقيقت را اثبات مىكند كه از مهمترين موانع معرفت و شناخت ، تقليدهاى كوركورانهاى است كه از تعصّب و لجاجت و وابستگى بى قيد و شرط نسبت به امورى كه با تمايلات نفسانى و هوا و هوسهاى انسان مىسازد ناشى مىشود .
ضايعات و آثار زيانبار اين رذيلهء اخلاقى صفحات تاريخ بشريّت را سياه كرده و پيامبران الهى را با مشكلترين موانع رو به رو ساخته ، و خونهاى زيادى را بر خاك ريخته است و همين معنى براى پى بردن به آثار زيانبار آن كافى است .
اگر اين رذيلهء اخلاقى در درون جان انسانها نبود ، تاريخ بشريّت چهرهء ديگرى داشت و پيشرفت تكامل تمدّنها شتاب ديگرى پيدا مىكرد ، و نيروهاى خلّاق در مسير سعادت انسانها به كار مىافتاد ، و به جاى اينكه به صورت سيل ويرانگرى در آيد ، نهرهاى منظّمى از معارف الهيّه را تشكيل مىداد كه همه جا مايهء عمران و آبادى قلوب بود .
* * *
تعصّب و لجاجت در احاديث اسلامى
پيش از آنكه به تحليل معنى تعصّب و سرچشمه و انگيزهها و آثار زيانبار آن بپردازيم لازم است نگاهى به احاديث اسلامى كه در اين زمينه وارد شده است بيفكنيم ، چرا كه بسيارى از مسايل مورد نظر در لابهلاى اين احاديث به صورت اجمالى مطرح شده است .
احاديث در اين زمينه فراوان است كه در ذيل به نمونههايى از آن اشاره مىكنيم :
1 - در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم : « مَنْ كَانَ فِى قَلْبِهِ حَبَّةً مِنْ خَرْدَلٍ مِنْ