اين رشته در طول تاريخ همچنان ادامه مىيابد تا عصر رسول خدا صلى الله عليه و آله مىرسد .
در هفتمين آيه نيز مىبينيم كه عامل اصلى انحراف مشركان عرب تقليد كوركورانه و تعصّب است كه درهاى معرفت و شناخت را از هر سو به روى صاحبان اين صفات رذيله مىبندد ، مىفرمايد : « هنگامى كه به آنها ( مشركان عرب ) گفته شود از آنچه خدا نازل كرده است پيروى كنيد مىگويند : ما از آنچه پدران خود را بر آن يافتيم پيروى مىنماييم » ، ( وَ اذَا قِيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا مَا انْزلَ اللَّهُ قَالُوا بَلْ نَتَّبِعُ مَا الْفَيْنَا عَلَيْهِ آبَائَنَا . . . ) . « 1 »
و قرآن بلافاصله در پايان اين آيه جواب دندان شكنى به آنها مىدهد و مىگويد :
« مگر نه اين است كه پدران آنها چيزى نمىفهميدند و هدايت نيافتند » ؟ ( . . . اوَلَوْ كَانَ آبَائُهُمْ لَايَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لَايَهْتَدُونَ ) . « 2 »
تعبيرات آيه نشان مىدهد كه آنها انكار نمىكردند كه آنچه را پيغمبر آورده « مَا انْزَلَ اللَّهُ » و فرمان الهى است ، بلكه به قدرى گرفتار جهل و تعصّب بودند كه آيين نياكانشان را بر آن مقدّم مىشمردند ، نياكانى كه واقف به جهل و گمراهيشان بودند .
به اين ترتيب جهل و تعصّب سبب مىشود كه انسان به راحتى مَا انْزَلَ اللَّهُ را رها سازد و پشت به حق كند و رو به باطل نمايد ، هر چند حق را از باطل بشناسد !
* * * در هشتمين آيه خداوند مسلمانان را به ياد ماجراى حديبيّه مىاندازد كه كفّار با ديدن آن همهء آيات و نشانههاى حقّانيّت پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به خاطر تعصّبهاى جاهلى ايمان نياوردند و اين رذيلهء اخلاقى آنها را از سعادت بزرگ بازداشت ، مىفرمايد : « به خاطر بياوريد هنگامى را كه كافران در دلهاى خود خشم و نفرت جاهليّت داشتند ( به همين دليل نه تنها ايمان نياوردند بلكه در مقام مبارزه با حق برآمدند ) و در مقابل خداوند آرامش و سكينه را بر رسول خود و مؤمنان نازل فرمود ( تا با رعايت اصول حق و عدالت در برابر آن دشمنان متعصّب بايستد ، و آنها را به كلمهء تقوا ملزم ساخت كه از هر كس شايستهتر و اهل آن بودند و خداوند بر هر چيز غالب است » ، ( اذْ جَعَلَ الَّذِينَ كَفَرُوا فِى قُلُوبِهِمُ الْحَمِيَّةَ حَمِيَّةَ الْجَاهِلِيَّةِ
هامش
( 1 ) - بقره ، 170 .
( 2 ) - همان مدرك .