و نيز اگر به تاريخ پيشينيان بنگرد و سرعت زوال قدرتها و از ميان رفتن اموال و نابودى امكانات با خبر شود هرگز مست غرور نخواهد شد .
چگونه انسان به علمش مغرور شود و حال آنكه ممكن است با ضربهاى كه به مغز او تصادفاً وارد شود نه تنها همهء علومش را فراموش كند حتّى نام خود را نيز فراموش كند ؟ !
چگونه به اموالش مغرور گردد در حالى كه با يك نوسان بازار و پيش آمدن يك حادثهء مهم اجتماعى ، سياسى و يا نظامى نه تنها همهء ثروت خود را از دست دهد بلكه بدهى زيادى به بار آورد ؟ !
چگونه به قدرتش بنازد در حالى كه ممكن است فردا آن را از دست دهد و پشت ميلههاى زندان باشد !
به هر حال آنچه انسان را از مركب غرور پايين مىكشد و به مستى غرور پايان مىدهد شناخت خويشتن و اوضاع جهان و بى اعتبارى و شدّت دگرگونى احوال آن است .
قرآن مجيد به مغروران خطاب مىكند و با اين سخن بيدارگر به آنها هشدار مىدهد ، مىفرمايد : « اوَلَمْ يَسِيرُوا فِى الْارْضِ فَيَنْظُرُوا كَيْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ كَانُوا اشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَ ا ثَارُوا الْارْضَ وَ عَمَرُوهَا اكْثَرَ مِمَّا عَمَرُوهَا وَ جَائَتْهُمْ رُسُلُهُمْ بِالْبَيِّنَاتِ فَمَا كَانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَ لَكِنْ كَانُوا انْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ؛ آيا در زمين گردش نكردند تا ببينند عاقبت كسانى كه قبل از آنها بودند چگونه بود ؟ آنها نيرومندتر از اينان بودند و زمين را ( براى زراعت و آبادى ) بيش از اينان دگرگون ساختند و آباد كردند و عمران نمودند و پيامبرانشان با دلايل روشن به سراغشان آمدند ( امّا آنها انكار كردند و كيفر خود را ديدند ) خداوند هرگز به آنها ستم نكرد ، آنها به خودشان ستم مىكردند » . « 1 »
شبيه همين معنى در سورهء غافر آيهء 21 و 82 نيز آمده است .
اگر انسان درست به جسم و روح و امكانات خود توجّه كند كه چقدر آسيبپذيرند و چگونه حوادث كوچك مىتوانند زندگى او را بر هم زنند ، هرگز مست و مغرور
هامش
( 1 ) - روم ، 9 .