3 - علايم و نشانههاى غرور
نشانههاى غرور گاهى بسيار آشكار است به گونهاى كه انسان در نخستين برخورد به آن پى مىبرد و مىفهمد كه فلان شخص گرفتار غرور و خودبينى است . بىاعتنايى به مردم ، بى توجّهى به حلال و حرام الهى ، رعايت نكردن ادب با بزرگان و ترك محبّت با دوستان و بستگان ، بىرحمى نسبت به زيردستان ، ذكر سخنان ناموزون و دور از ادب ، سر دادن خنده و قهقههء بلند ، دويدن در حرف ديگران ، نگاههاى تحقيرآميز به صالحان و پاكان و عالمان و همچنين راه رفتن به صورت غير متعارف ، پا را به زمين كوبيدن ، شانهها را تكان دادن ، نگاههاى غير متعارف به زمين و آسمان نمودن و حتّى گاهى كارهاى ديوانگان را انجام دادن اينها همه از نشانههاى غرور است .
ولى گاه حالت غرور مخفى است و به اين سادگى خود را نشان نمىدهد بلكه با دقّت مىتوان به وجود چنين صفتى در خويشتن و يا ديگران پى برد . مانند اينكه بعضى افراد پس از مدّت كوتاهى درس استاد را رها مىكنند و خود را مستغنى و بىنياز مىدانند ، يا مانند كسى كه علاقهء شديدى در خود به انزوا و گوشهگيرى از مردم احساس مىكند و ممكن است بهانهء آن را آلوده نشدن به مجالس غيبت و گناه و مانند آن ذكر كند در حالى كه با دقّت مىيابيم كه عامل اصلى ، غرور و خود بزرگبينى است . خود را پاك ، آگاه و مؤمن مىپندارد و ديگران را ناقص و آلوده .
آرى نه تنها غرور ، بلكه بسيارى از صفات رذيله گاهى در زواياى روح انسان پنهان مىشوند و خود را به صورت فضايل نشان مىدهند ، به گونهاى كه تشخيص آن جز براى اساتيد هوشيار اخلاق ميسّر نيست .
* * *
4 - آثار و پيامدهاى فردى و اجتماعى غرور
در ميان صفات رذيله شايد كمتر صفتى به اندازهء غرور زيانآور و مرگبار باشد .
پيامدهاى غرور تمام زندگى انسان را تحت تأثير خود قرار مىدهد و دنيا و آخرت را