تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 169

مساهمون:

ص١٦٩
امير مؤمنان مىخوانيم : « مَنْ جَهِلَ اغَرَّ بِنَفْسِهِ وَ كَانَ يَوْمُهُ شَرّاً مِنْ امْسِهِ ؛ كسى كه جاهل است مغرور به خويشتن مىشود و امروزش بدتر از ديروز اوست » ! « 1 » ديگر از اسباب غرور كه گروه زيادى را در كام خود فرو برده است دنيا و زرق و برق دنيا ، مال ، مقام ، جوانى ، زيبايى و قدرت است . افراد كم ظرفيّت همين كه به يكى از اين امور نايل شوند فراموش مىكنند كه اينها عاريتى است و هميشه در معرض زوال و نابودى قرار دارد . اين فراموشى سبب خودبينى و غرور آنها مىشود و اين غرور آنها را از خدا دور و به شيطان نزديك و آلوده به انواع گناهان مىسازد . در حديثى از امير مؤمنان على عليه السلام مىخوانيم : « الدُّنْيَا حُلُمٌ وَ الْاغْتِرَارُ بِهَا نَدَمٌ ؛ دنيا خواب و خيالى بيش نيست و مغرور شدن به آن سبب پشيمانى است » ! « 2 » در حديثى از همان بزرگوار مىخوانيم : « لَاتَغُرَّنَّكَ الْعَاجِلَةُ بِزُورِ الْمَلَاهِى ، فَانَّ الْلَهْوَ يَنْقَطِعُ ، وَ يُلْزِمُكَ مَا اكْتَسَبْتَ مِنَ الْمَآثِم ؛ دنيا تو را با سرگرمىهاى باطل نفريبد و مغرور نسازد چرا كه سرگرمىها پايان مىيابد و گناهش بر تو باقى مىماند » ! « 3 » از شگفتيها اين است كه همهء مردم با چشم خود زوال سريع نعمت‌ها و از ميان رفتن اموال و ثروت‌ها و سقوط حكومت‌ها و قدرت‌هاى دنيوى را همه روز با چشم خود مىبينند ، امّا هنگامى كه خودشان به آن مىرسند چنان مغرور مىشوند كه فكر مىكنند آنچه مربوط به آنهاست جاودانى است و هرگز از آنها گرفته نمىشود ! آرى اسباب غرور بسيار متنوّع است و رهايى از چنگال آن مشكل و جز در سايهء بيدارى و تقوا و سپردن خويش به خداوند و توجّه به زوال سريع نعمت‌ها امكان‌پذير نيست . * * *
هامش
( 1 ) - غرر الحكم ، حديث 8744 . ( 2 ) - همان مدرك ، حديث 1384 . ( 3 ) - همان مدرك ، حديث 10363 .