از همان امام بزرگوار عليه السلام نقل شده است كه فرمود : « انَّ الْمُؤْمِنَ يَغْبِطُ وَ لَايَحْسُدُ ، وَ الْمُنَافِقُ يَحْسُدُ وَ لَايَغْبِطُ ! ؛ مؤمن غبطه مىخورد ( و تمنّاى نعمتهايى شبيه ديگران مىكند ولى ) حسد نمىورزد ، در حالى كه منافق حسد مىورزد و غبطه نمىخورد » ! « 1 »
از اين حديث به خوبى استفاده مىشود كه حسد با روح ايمان سازگار نيست و هماهنگ با نفاق است .
در بحثهاى گذشته نيز در حديث قدسى خوانديم كه خداوند به موسى بن عمران فرمود : « از حسد بپرهيز كه حسود نسبت به نعمتهاى من خشمگين است و با قسمت من در ميان بندگانم مخالف مىباشد » !
سوّمين اثر زيانبار ديگر حسد اين است كه حجاب ضخيمى در برابر معرفت و شناخت حقايق مىافكند ، چرا كه حسود نمىتواند نقطههاى قوّت محسود را ببيند هر چند استاد و مربّى و بزرگ او باشد ، بلكه دائماً چشم او در پى جستجو براى نقاط ضعف است و اى بسا به خاطر حسد ، خوبى را بدى و نقاط قوّت را ضعف بپندارد و از آنها دورى كند . به همين دليل از امير مؤمنان على عليه السلام مىخوانيم : « الْحَسَدُ حَبْسُ الرُّوحِ ؛ حسد روح انسان را زندانى مىكند و از درك حقايق باز مىدارد » . « 2 »
چهارمين اثر زيانبار حسد اين است كه انسان دوستان خود را از دست مىدهد ، زيرا هر كس داراى نعمتى است كه احياناً ديگرى ندارد و اگر انسان داراى صفت رذيلهء حسد باشد طبعاً نسبت به همهء مردم حسد مىورزد و همين امر سبب مىشود كه افراد از او دورى كنند و پيوندهاى محبّت ميان او و ديگران گسسته شود .
شاهد اين سخن كلام پربارى است كه از امير مؤمنان على عليه السلام نقل شده كه فرمود :
« الْحَسُودُ لَاخُلَّةَ لَهُ ؛ حسود ، دوستى ندارد » . « 3 »
پنجمين اثر سوء حسد آن است كه انسان را از رسيدن به مقامات و الا بازمىدارد به گونهاى كه شخص حسود هرگز نمىتواند از مديريّت بالايى در جامعه برخوردار شود
هامش
( 1 ) - اصول كافى ، جلد 2 ، صفحهء 307 .
( 2 ) - شرح غرر الحكم ، حديث 371 .
( 3 ) - شرح غرر الحكم ، 885 .