آن ذكر كردهاند يا به تجربه دريافتهايم ، آن را در مراحل اوليه بايد شناخت و پيش از آنكه در وجود انسان ريشه بدواند و مستحكم گردد به درمان آن پرداخت .
از جمله نشانههايى كه براى آن ذكر شده امور زير است :
1 - هنگامى كه مىشنود نعمتى به ديگرى رسيده است ، غمگين و ناراحت مىشود ، هر چند آثارى از خود بروز ندهد .
2 - گاه از اين مرحله فراتر مىرود و زبان به غيبت و عيبجويى مىگشايد .
3 - گاه از اين هم فراتر مىرود و به دشمنى و عداوت و كارشكنى برمىخيزد !
4 - گاه تنها به بىاعتنايى و بى مهرى و يا قطع رابطه از شخصى كه مورد حسد او قرار گرفته قناعت مىكند ، سعى دارد او را نبيند و سخنى از او نشنود و اگر سخنى دربارهء او بگويند سعى مىكند با ورود در مطالب ديگر گوينده را از ادامهء سخن بازدارد ، يا اگر مجبور به بيان مطلبى در بارهء او شود سعى مىكند صفات برجستهء او را پنهان سازد و يا نسبت به آن سكوت كند .
هر يك از اين امور مىتواند نشانهاى از بروز رذيلهء حسد باشد .
در احاديثى كه در منابع اهل عصمت عليهم السلام براى ما نقل شده است اشارات روشنى به اين معنى ديده مىشود ، از جمله در كلامى از امير مؤمنان على عليه السلام مىخوانيم : « يَكْفِيكَ مِنَ الْحَاسِدِ انَّهُ يَغْتَمُّ فِى وَقْتِ سُرُورِكَ ؛ براى شناخت حسود همين بس كه او غمگين شود در حالى كه تو شادمان هستى » ! « 1 »
به عكس هنگامى كه زيانى به انسان برسد ، شخص حسود خوشحال مىشود ، همان گونه كه در آيهء 50 سورهء توبه مىخوانيم : « انْ تُصِبْكَ حَسَنَةٌ تَسُؤْهُمْ وَ انْ تُصِبْكَ مُصِيبَةٌ يَقُولُوا قَدْ اخَذْنَا امْرَنَا مِنْ قَبْلُ وَ يَتَوَلَّوا وَ هُمْ فَرِحُونَ ؛ هرگاه نيكى به تو رسد آنها را ناراحت مىكند و اگر مصيبتى به تو رسد مىگويند : ما قبلًا پيشبينى چنين مطلبى را مىكرديم و تصميم لازم را گرفتيم و باز مىگردند در حالى كه خوشحالند » !
هامش
( 1 ) - سفينة البحار ، مادّهء حسد ( اين احتمال در تفسير روايت نيز داده شده كه اين مجازات براى حسود بس كه او غمگين مىشود در حالى كه تو شادمان هستى ) .