كه مقايسهء نعمتهاى خويش با ديگران را شامل شود كه در واقع يك نزاع لفظى است و معروف همان است كه در بالا گفته شد .
به هر حال حسد صفتى است مذموم و نكوهيده در حالى كه « غبطه » نه تنها مذموم نيست بلكه پسنديده و مايهء ترقّى و پيشرفت است همان گونه كه « طريحى » در « مجمع البحرين » مادّهء حسد آورده است .
در حديثى از امام صادق صلى الله عليه و آله مىخوانيم : « انَّ الْمُؤْمِنَ يَغْبُطُ وَ لَايَحْسُدُ ، وَ الْمُنَافِقُ يَحْسُدُ وَ لَايَغْبُطُ ؛ مؤمن غبطه مىخورد ، ولى حسد نمىورزد ، امّا منافق حسد مىورزد و غبطه نمىخورد » . « 1 »
* * *
2 - انگيزههاى حسد
مىدانيم بسيارى از صفات رذيله از يكديگر سرچشمه مىگيرند ، يا به تعبير ديگر تأثير متقابل دارند . حسد نيز از صفاتى است كه از صفات زشت ديگرى ناشى مىشود و خود نيز سرچشمهء رذايل فراوانى است !
علماى اخلاق براى حسد سرچشمههاى زيادى ذكر كردهاند : از جمله عداوت و كينه است كه موجب مىشود انسان آرزوى زوال نعمت از كسى كه مورد عداوت اوست كند .
ديگر كبر و خودبرتربينى است ، به همين جهت اگر ببيند ديگران مشمول نعمتهاى بيشترى شدهاند آرزو دارد بلكه تلاش مىكند كه نعمت آنان زايل گردد تا برترى او را نسبت به ديگران به خطر نيفكند !
سوّم حبّ رياست است كه سبب مىشود آرزوى زوال نعمت ديگران كند ، تا بتواند بر آنها حكومت نمايد ؛ زيرا اگر امكانات او از نظر مال و ثروت و قدرت او بيش از ديگران نباشد پايههاى رياست او سست مىشود .
هامش
( 1 ) - اصول كافى ، جلد 2 ، صفحهء 307 ، حديث 7 .