تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 136

مساهمون:

ص١٣٦
نعمتهايى است كه خداوند به ديگران داده است ، خواه آن سرمايه و نعمت به او منتقل شود يا نه ! بنابراين بدترين نوع حسد آن است كه انسان نه فقط آرزوى زوال نعمت ديگران داشته باشد بلكه در مسير آن گام بردارد ، خواه از طريق ايجاد سوء ظنّ و بدبينى نسبت به محسود » يعنى كسى كه مورد حسد واقع شده است باشد يا از طريق ايجاد مانع در كار او و اين نوع حسد حاكى از خباثت شديد درونى حسودان است . مرحلهء ساده‌تر آن است كه هدفش به چنگ آوردن آن نعمت است از طريق سلب كردن آن از ديگران گر چه اين هم از رذايل و صفات زشت است ، ولى به شدّت نوع قبل نيست . باز مرحلهء پايين‌تر آن است كه تنها آرزوى سلب نعمت از ديگرى كند بى آنكه كمترين سخنى بگويد و كوچكترين گامى در اين راه بردارد . اين حالت هرگاه بى اختيار براى انسان پيدا شود - كه گفته‌اند براى بسيارى پيدا مىشود - گناهى بر او نيست ، ولى اگر در اختيار انسان باشد به طورى كه از طريق مقدّماتى حاصل شود و با مقدّماتى از ميان برود ، بى شك آن هم جزء رذايل اخلاقى است ، ولى اينكه گناه دارد يا نه قابل تأمّل است و اين تأمّل از آنجا ناشى مىشود كه آيا صفات زشت درونى هر چند اختيارى باشد مادام كه در عمل انسان ظاهر نشود حرام است يا تنها يك انحطاط اخلاقى محسوب مىشود ؟ به هر حال نقطهء مقابل حسد « غبطه » است و آن اين است كه انسان آرزو كند كه نعمتى همانند ديگران يا بيشتر از آنها داشته باشد ، بى آنكه آرزوى زوال نعمت كسى را داشته باشد . ولى بعضى معتقدند كه « غبطه » نيز نوعى حسد است و حتّى حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله به عنوان شاهد نقل كرده‌اند . « 1 » امّا روشن است كه اين سخن در صورتى است كه حسد را به معنى وسيعى تفسير كنيم
هامش
( 1 ) - به لسان العرب و التحقيق فى كلمات القرآن الحكيم مراجعه شود .
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 136 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي