تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 134

مساهمون:

ص١٣٤
صاحبش مىرود و او را مىكشد » ! « 1 » 6 - باز از همان حضرت نقل شده كه فرمود : « ثَمَرَةُ الْحَسَدِ شَقَاءُ الدُّنْيَا وَ الْآخِرَة ؛ ميوهء درخت حسد شقاوت دنيا و آخرت است » ! « 2 » 7 - در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام آمده است : « آفَةُ الدِّينِ الْحَسَدُ وَ الْعُجْبُ وَ الْفَخْرُ ؛ آفت دين و ايمان ( سه چيز است ) حسد و خود بزرگ بينى و فخرفروشى » . « 3 » 8 - امام صادق عليه السلام مىفرمايد : هنگامى كه موسى بن عمران عليه السلام با خدا مناجات مىكرد چشمش به مردى افتاد كه در سايهء عرش الهى قرار داشت ، عرض كرد : « يَا رَبِّ مَنْ هَذَا الَّذِى قَدْ اظَلَّهُ عَرْشُكَ ؛ خداوندا اين كيست كه عرش تو بر سر او سايه افكنده است ؟ ! » فرمود : « يَا مُوسَى هَذَا مِمَّنْ لَمْ يَحْسُدُ النَّاسَ عَلَى مَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ ؛ اى موسى ! اين از كسانى است كه نسبت به مردم در برابر آنچه خداوند از فضلش به آنها ارزانى داشته ، حسد نورزيده » . « 4 » 9 - در حديث ديگرى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم : « سِتَّةٌ يَدْخُلُونَ النَّارَ قَبْلَ الْحِسَابِ بِسِتَّةٍ ؛ شش گروهند كه قبل از حساب الهى وارد آتش دوزخ مىشوند به خاطر شش چيز » ! « قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ هُمْ ؟ ؛ عرض كردند اى رسول خدا ! آنها كيانند » ؟ « قَالَ : الْامَرَاءُ بِالْجَوْرِ ، وَ الْعَرَبُ بِالْعَصَبِيَّةِ ، وَ الدَّهَاقِينُ بِالتَّكَبُّرِ ، وَ التُّجَّارُ بِالْخِيَانَةِ ، وَ اهْلُ الرُّسْتَاقِ بِالْجَهَالَةِ ، وَ الْعُلَمَاءُ بِالْحَسَدِ ؛ زمامداران به خاطر ظلم و بيدادگرى ، عرب به خاطر تعصّب ، كدخدايان و خان‌ها به خاطر تكبّر ، تجّار به خاطر خيانت به مردم ، روستاييان به خاطر جهل و دانشمندان به خاطر حسد » ! « 5 » به اين ترتيب حسد در درجهء اول بلاى بزرگ براى دانشمندان است ! 10 - اين بحث را با حديث ديگرى از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به پايان مىبريم ( هر چند احاديث در اين زمينه بسيار است ) فرمود : « انَّهُ سَيُصِيبُ امَّتِى دَاءُ الْامَمِ ! قَالُوا : وَ مَاذَا دَاءُ
هامش
( 1 ) - شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد ، جلد 1 ، صفحهء 316 ؛ بحار الانوار ، جلد 70 ، صفحهء 241 . ( 2 ) - غرر الحكم ، حديث 6857 . ( 3 ) - المحجّة البيضاء ، جلد 5 ، صفحهء 327 . ( 4 ) - بحار الانوار ، جلد 70 ، صفحهء 275 . ( 5 ) - المحجّة البيضاء ، جلد 5 ، صفحهء 327 .