مىفرمايد : « الْحَاسِدُ عَدُوٌّ لِنِعْمَتِى ، مُتَسَخِّطٌ لِقَضَائِى ، غَيْر رَاضٍ لِقِسْمَتِىَ الَّتِى قَسَمْتُ بَيْنَ عِبَادي ؛ حسود دشمن نعمت من است ، او خشمگين در برابر قضا و تقدير من و ناراضى از قسمتى است كه در ميان بندگانم كردهام » ! « 1 »
شبيه همين معنى از رسول خدا صلى الله عليه و آله نقل شده است كه مىفرمايد : خداوند به موسى بن عمران فرمود : « لَاتَحْسُدَنَّ النَّاسُ عَلَى مَا آتَيْتُهُمْ مِنْ فَضْلِى ، وَ لَاتَمُدَّنَّ عَيْنَيْكَ الَى ذَلِكَ ، وَ لَاتَتَّبِعُهُ نَفْسَكَ ، فَانَّ الْحَاسِدَ سَاخِطٌ لِنِعَمِى ، ضَادٌّ لِقَسْمِىَ الَّذي قَسَمْتُ بَيْنَ عِبَادي وَ مَنْ يَكُ كَذَلِكَ فَلَسْتُ مِنْهُ وَ لَيْسَ مِنّي ! ؛ اى موسى ! هرگز در مورد آنچه به مردم از فضلم عطا كردهام حسد مورز و چشم به آنها ندوز و آنها را در دل پيگيرى نكن ( و بر اين امور خرده مگير ) ؛ زيرا حسود نسبت به نعمتهاى من خشمگين و مخالف تقسيمى است كه در ميان بندگانم كردهام ، هر كس چنين باشد نه من از اويم و نه او از من است » ! « 2 »
كوتاه سخن اينكه حسود در واقع پايههاى اعتقادى محكمى ندارد و گرنه مىدانست حسدورزى نوعى انحراف از توحيد است .
شاعر عرب در همين زمينه مىگويد :
الا قل لمن كان لى حاسداً * أ تدري على من اسأت الادب ؟ !
اسأت على اللَّه فى فعله * اذا انت لم ترض لى ما وهب !
« به حسود من بگو آيا مىدانى نسبت به چه كسى اسائهء ادب مىكنى ؟ تو بى ادبى در برابر خداوند نسبت به كارش دارى ، هرگاه راضى به بخشش خدا در بارهء من نشوى » ! « 3 »
* * *
3 - نشانههاى حسد
اين صفت رذيله مانند بسيارى از صفات ديگر گاه آشكار و صريح است و گاه مخفى و در حال كمون ، به همين دليل بايد از آثارى كه بزرگان علم اخلاق و روانكاوان براى
هامش
( 1 ) - المحجّة البيضاء ، جلد 5 ، صفحهء 326 .
( 2 ) - اصول كافى ، جلد 2 ، صفحهء 307 .
( 3 ) - سفينة البحار ، مادّهء حسد .