باز از آنان استقبال نمودند ، با جان و دل از آنها پذيرايى كردند و امكانات خود را به پاى آنها ريختند ) سخن از « تابعين » به ميان آورده ( همانها كه بعد از مهاجران و انصار روى كار آمدند و خطّ ايمان و انقلاب اسلامى را تداوم بخشيدند ) مىفرمايد : « و كسانى كه بعد از آنها آمدند و مىگويند ما و برادرانمان را كه در ايمان به ما پيشى گرفتند بيامرز و در دلهايمان كينه و حسدى نسبت به مؤمنان قرار مده ! پروردگارا ! تو مهربان و رحيمى » ، ( وَ الَّذِينَ جَائُوا مِنْ بَعْدِهِمْ يَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَ لِاخْوَانِنَا الَّذِينَ سَبَقُونَا بِالْايمَانِ وَ لَاتَجْعَلْ فِى قُلُوبِنَا غِلًاّ لِلَّذِينَ آمَنُوا رَبَّنَا انَّكَ رَؤُوفٌ رَحِيمٌ ) . « 1 »
به اين ترتيب آنها بعد از طلب آمرزش براى خود و پيشگامان در اسلام و ايمان ( مهاجران و انصار ) تنها چيزى را كه از خدا مىطلبند ، از بين رفتن هرگونه « غلّ و كينه و حسد » نسبت به مؤمنان است ، چرا كه مىدانند تا اين امور از دل ريشهكن نشود ، رشتههاى محبّت و برادرى و اتّحاد هرگز محكم نخواهد شد و بدون آن به هيچ موفقيّتى نايل نمىشوند .
واژهء « غِلّ » كه از « غَلَل » گرفته شده و به گفتهء « راغب » در كتاب « مفردات » در اصل به معنى چيزى است كه مخفيانه و تدريجاً نفوذ مىكند و به همين جهت به آب جارى « غَلَل » مىگويند ، چرا كه تدريجاً در ميان درختان نفوذ پيدا مىكند .
سپس به « خيانت » ، « غَلُول » گفته شده ، به خاطر اينكه نفوذى مخفيانه و تدريجى دارد و نيز به « كينه » و « حسد » كه نفوذ تدريجى مخفيانه در دل دارد ، « غِلّ » گفته مىشود .
در « لسان العرب » ، حسد را نوعى « غِلّ » مىشمرد ، همان گونه كه كينه و عداوت را نيز از مصاديق آن مىدانند .
بسيارى از مفسّران نيز در تفسير غِلّ ، حسد را ذكر كردهاند ، مانند فخر رازى در « التّفسير الكبير » و « مراغى » در تفسير خود و « قرطبى » در « الجامع لاحكام القرآن » در ذيل آيهء مورد بحث .
* * *
هامش
( 1 ) - حشر ، 10 .