تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 112

مساهمون:

ص١١٢
آنجا كه دست خود را به خون برادرش آلوده ساخت اشاره فرموده ، مىافزايد : « فَتَشَعَّبَ مِنْ ذَلِكَ حُبُّ النِّسَاءِ وَ حُبُّ الدُّنْيَا وَ حُبُّ الرِّئَاسَةِ وَ حُبُّ الرَّاحَةِ وَ حُبُّ الْكَلَامِ وَ حُبُّ العُلُوِّ وَ الثَّرْوَةِ ، فَصِرْنَ سَبْعُ خِصَالٍ ، فَاجْتَمَعْنَ كُلُّهُنَّ في « حُبِّ الدُّنْيَا » ! فَقَالَ الْانْبِيَاءُ وَ الْعُلَمَاءُ بَعْدَ مَعْرِفَةِ ذَلِكَ ، حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ كُلِّ خَطِيئَةٍ ؛ از اينجا شاخه‌هاى علاقهء به زن ، و محبّت دنيا و محبّت به رياست و علاقه به راحتى و تن‌پرورى و محبّت سخن گفتن ( پرگويى ) و محبّت برترىجويى و مال و ثروت پيدا شد ، و اين هفت صفت همه در « حبّ دنيا » خلاصه مىشود و اينجاست كه پيامبران و علما بعد از آگاهى بر اين موضوع گفتند : محبّت دنيا سرچشمهء همهء گناهان است » ! سپس براى اينكه تفاوت ميان دنياى ممدوح و مذموم را روشن سازد امام در پايان مىفرمايد : « وَ الدُّنْيَا دُنْيَائَان : دُنْيَا بَلَاغٍ وَ دُنْيَا مَلْعُونَة ؛ و دنيا دو گونه است : دنيايى كه به حدّ كفاف است ( و انسان را به آخرت و معنويّت ) مىرساند و دنياى نفرين شده ( كه انسان را از خدا دور مىكند ) » ! « 1 » 7 - در حديث ديگرى از امام علىّ بن ابي طالب عليه السلام مىخوانيم ، فرمود : « ارْفُضِ الدُّنْيَا فَانَّ حُبَّ الدُّنْيَا يُعْمِى وَ يُصِمُّ وَ يُبْكِمُ وَ يُذِلُّ الرِّقَابَ ؛ دنياپرستى را ترك كن چرا كه حبّ دنيا چشم را كور و گوش را كر و زبان را لال مىكند و گردنها را به ذلّت مىكشاند » ! « 2 » طبيعى است كه وقتى عشق به چيزى در وجود انسان چيره مىشود ، او را از روشن‌ترين واقعيّت‌ها غافل مىكند ، چشم دارد امّا گويى نابيناست ، گوش دارد امّا گويى ناشنواست ، زبان دارد ولى جز به آنچه به آن دل بسته است گردش نمىكند و براى رسيدن به اين محبوب خود يعنى دنيا تن به هر ذلّتى مىدهد . 8 - باز در حديثى كه در مورد آثار منفى دنياپرستى از امير مؤمنان على عليه السلام نقل شده و در واقع فلسفهء اين حكم الهى در آن تبيين گرديده ، مىخوانيم : « حُبُّ الدُّنْيَا يُفْسِدُ الْعَقْلَ ، وَ يُصِمُّ الْقَلْبَ عَنْ سُمَاعِ الْحِكْمَةِ وَ يُوجِبُ الِيمَ الْعِقَابِ ؛ دنياپرستى خرد را فاسد مىكند و
هامش
( 1 ) - اصول كافى ، جلد 2 ، صفحهء 130 ، باب « حبّ الدنيا » ، حديث 11 . ( 2 ) - اصول كافى ، جلد 2 ، صفحهء 136 .
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 112 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي