تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 111

مساهمون:

ص١١١
الدُّنْيَا دَنِيَّةٌ خُلِقَتْ مِنْ دُونِ الْآخِرَةِ . . . ؛ به خاطر اين است كه دنيا پست است و پيش از آخرت آفريده شده » . « 1 » 2 - در حديث ديگرى از همان حضرت نقل شده كه فرمود : « اكْبَرُ الْكَبَائِرِ حُبُّ الدُّنْيَا ؛ بزرگترين گناهان ، دنياپرستى است » ! « 2 » 3 - همين معنى از امير مؤمنان على عليه السلام نيز آمده است كه فرمود : « حُبُّ الدُّنْيَا رَأْسُ الْفِتَنِ وَ اصْلُ الِمحَنِ ؛ دنياپرستى سرآغاز فتنه‌ها و ريشهء همهء محنتها و رنج‌هاست » ! « 3 » 4 - در حديث ديگرى از همان امام عليه السلام مىخوانيم : « انَّ الدُّنْيَا لَمُفْسِدَةُ الدِّينِ وَ مُسْلِبَةُ الْيَقِينِ ؛ دنياپرستى دين انسان را بر باد مىدهد و ايمان و يقين او را مىگيرد » . « 4 » 5 - در حديث ديگرى از امام صادق عليه السلام آمده است كه فرمود : « انَّ اوَّلَ مَا عُصِىَ اللَّهُ بِهِ سِتٌّ : حُبُّ الدُّنْيَا وَ حُبُّ الرِّئَاسَةِ وَ حُبُّ الطَّعَامِ وَ حُبُّ النِّسَاءِ وَ حُبُّ النَّوْمِ وَ حُبُّ الرَّاحَةِ ؛ نخستين چيزى كه با آن عصيان و نافرمانى خدا شد شش چيز بود : دنياپرستى ، حبّ رياست ، علاقه به غذا ( شكم‌پرستى ) ، محبّت ( افراطى ) زنان ، پرخوابى و علاقه به راحتى و تن‌پرورى » . « 5 » غالب اين امور ششگانه يا تمام آنها در داستان عصيان و سركشى شيطان و ترك اولاى آدم و گناه قابيل ديده مىشود لذا به عنوان اولين‌ها ذكر شده است . 6 - در حديث ديگرى مىخوانيم كه از امام علىّ بن الحسين عليه السلام پرسيدند : « اىُّ الْاعْمَالِ افْضَلُ عِنْدَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ؛ كدام عمل در نزد خداوند متعال افضل است » فرمود : « مَا مِنْ عَمَلٍ بَعْدَ مَعْرِفَةِ اللَّهِ جَلَّ وَ عَزَّ وَ مَعْرِفَةِ رَسُولِهِ افْضَلُ مِنْ بُغْضِ الدُّنْيَا وَ انَّ لِذَلِكَ لَشُعَباً كَثِيرَةً وَ لِلْمَعَاصِى شُعَباً ؛ هيچ عملى بعد از شناخت پروردگار متعال و شناخت پيامبر او صلى الله عليه و آله برتر از دشمنى با دنيا ( و ترك دنياپرستى ) نيست و اين شاخه‌هاى فراوانى دارد و همان گونه كه گناهان ديگر شاخه‌هاى بسيار دارد » . سپس امام عليه السلام به سركشى و عصيان شيطان كه از « تكبّر » سرچشمه گرفت و « حرص » كه سبب گناه و ترك اولاى آدم و حوّا شد ، و « حسد » كه سرچشمهء عصيان قابيل گشت تا
هامش
( 1 ) - بحار الانوار ، جلد 54 ، صفحهء 356 . ( 2 ) - كنز العمّال ، جلد 3 ، صفحهء 184 ، حديث 6074 . ( 3 ) - غرر الحكم ، حديث 4870 . ( 4 ) - غرر الحكم ، حديث 3518 . ( 5 ) - بحار الانوار ، جلد 70 ، صفحهء 60 .