مبادا زندگى دنيا شما را بفريبد و مبادا ( شيطان ) فريبكار شما را به ( كرم ) خدا مغرور سازد و فريب دهد ! » « 1 »
اين تعبيرات نشان مىدهد كه زرق و برق دنياى فريبنده يكى از موانع مهم بر سر راه تكامل معنوى انسان است كه تا اين مانع را پشت سر ننهد راه به جايى نمىبرد .
زندگى دنيا همچون سرابى است كه تشنهكامان را در بيابان سوزان تعلّقات مادّى به سوى خود فرامىخواند ، امّا هنگامى كه نزد آن مىآيند چيزى كه عطش را فرونشاند پيدا نيست ، بلكه دويدن در اين بيابان سوزان آنها را تشنهتر مىكند ، باز سراب را در فاصلهء ديگرى جلو خود مىبينند و به گمان اينكه آنجا آب است به سوى آن مىشتابند و باز هم تشنهتر و تشنهتر مىشوند تا هلاك گردند .
بسيارند كسانى كه سالها به سوى دنيا دويدهاند ، هنگامى كه به آن رسيدهاند صريحاً اعلام مىكنند نه تنها گمشدهء خود را ( يعنى آرامش و آسايش ) پيدا نكردهاند ، بلكه « شهد » آن را با « شرنگ » و « گل » آن را با « خار » همراه ديدهاند ، غالباً به جاى آرامش ، نگرانىها و اضطرابهاى آنها براى حفظ آنچه دارند چندين برابر شده است !
* * * 3 - گروه ديگرى از آيات از اين حقيقت پرده برمىدارد كه مجذوب شدن به زرق و برق دنيا انسان را از آخرت غافل مىكند ؛ يعنى شغل شاغل و همّ واحد آنها مىشود و تمام توجّه آنان را به سوى خود جلب مىكند .
مىفرمايد : « يَعْلَمُونَ ظَاهِراً مِنَ الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَ هُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمُ غَافِلُونَ ؛ آنها تنها ظاهرى از زندگى دنيا را مىدانند و از آخرت غافلند ! » « 2 »
آنها حتّى زندگى دنيا را نشناختهاند و به جاى اينكه آن را مزرعهء آخرت و قنطره و گذرگاهى براى نيل به مقامات معنوى و ميدانى براى ورزيدگى و تمرين جهت به دست آوردن فضايل اخلاقى بشناسند آن را به عنوان هدف نهايى و مطلوب حقيقى و معبود واقعى خود شناختهاند و طبيعى است كه چنين افرادى از آخرت غافل مىشوند .
هامش
( 1 ) - لقمان ، 33 .
( 2 ) - روم ، 7 .