تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 53

مساهمون:

ص٥٣
بديهى است شاد بودن و شاد زيستن در منطق اسلام و در هيچ منطقى كار بدى نيست ، منظور در اينجا ، شادى ناشى از غرور و غفلت و بى خبرى از خدا و شادى آميخته با ظلم و فساد و گناه است ، همان شادى كه به دنبال آن عربده‌هاى مستانه و سركشى و فساد است و همهء اينها بازتاب صفات زشتى است كه در درون دل لانه گزيده است . * * * در ششمين آيه ، شكايت حضرت نوح عليه السلام را در پيشگاه خدا مىخوانيم كه در لابه‌لاى آن اشارات پر معنايى به تأثير اعمال آدمى - و خلق و خوهايى كه پشتوانهء اين اعمال است - در زندگى فردى و اجتماعى انسان شده است ، مىفرمايد : « بارالها ! من به آنها گفتم : از پروردگار خويش آمرزش بطلبيد ( و از مركب غرور و نخوت فرود آييد و از گناهان خويش و كفر و عناد و لجاج توبه كنيد ! ) كه او بسيار آمرزنده است - تا بارانهاى پربركت آسمان را پىدرپى بر شما بفرستد و شما را با اموال و فرزندان فراوان يارى دهد و باغهاى سرسبز و نهرهاى جارى در اختيارتان بگذارد . » ( فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ انَّهُ كانَ غَفَّاراً - يُرْسِلِ السَّماءَ عَلَيْكُمْ مِدْراراً - وَيُمْدِدْكُمْ بِامْوالٍ وَبَنيْنَ - وَيَجْعَلْ لَكُمْ جَنَّاتٍ وَيَجْعَلْ لَكُمْ انْهاراً ) و در ادامهء اين آيات ، سرپيچى آنها را از فرمانهاى الهى و صفات زشت آنان را بر مىشمرد ، كه سرچشمهء اصلى گناهان آنها بود . ممكن است آنچه در بالا آمده به عنوان يك رابطهء معنوى و الهى در ميان ترك گناه و استغفار ، با فزونى نعمتها تفسير شود ، ولى هيچ مانعى ندارد كه اين پيوند و ارتباط هم جنبهء معنوى داشته باشد هم جنبهء ظاهرى ، لذا در جاى ديگر از قرآن مجيد مىخوانيم : « ظَهَرَ الْفَسادُ فِى البَرِّ وَالْبَحْرِ بِما كَسَبَتْ ايْدِى النَّاسِ ؛ فساد در خشكى و دريا به خاطر كارهايى كه مردم انجام داده‌اند آشكار شده است . » ( سورهء روم ، آيهء 41 ) همين معنى در سورهء هود به شكل ديگرى آمده است كه از زبان پيامبر اسلام صلى الله عليه و آله خطاب به مشركان مكّه مىفرمايد : « دعوت من اين است كه از پروردگار خويش آمرزش بطلبيد و استغفار كنيد ، و به سوى او باز گرديد ، تا مواهب نيكو در مدّت معيّنى در اختيار شما بگذارد ! ( وَانِ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ ثُمَّ تُوبُوا الَيْهِ يُمَتِّعْكُمْ مَّتاعاً حَسَناً الى اجَلٍ مُسَمّىً ) ( سورهء هود ، آيهء 3 ) بىشك بخشش « متاع حسن » تا سرآمد معيّنى ، اشاره به مواهب مادّى زندگى دنيا