متوكّلان را دوست دارد ! ( فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنْتَ فَظّاً غَلِيظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوْا مِنْ حَوْلِكَ فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشاوِرْهُمْ فِى الْامْرِ فَاذا عَزَمْتَ فَتَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ انَّ اللَّهَ يُحِبُّ الْمُتَوَكّلينَ )
اين آيه تأثير عميق حسن اخلاق را در پيشرفت امر مديريّت و جلب و جذب دلها و وحدت صفوف و پيروزى و موفّقيّت جامعه نشان مىدهد ؛ بنابراين ، تأثير حسن اخلاق تنها در بعد الهى و معنوى آن خلاصه نمىشود ، بلكه اثر وسيعى در زندگى مادّى انسانها نيز دارد .
دستورات سهگانهاى كه در ذيل آيه آمده يعنى مسألهء « عفو و گذشت از خطاها » و « طلب آمرزش از پيشگاه خدا » و « مشورت در كارها » نيز در همين راستا است ، چرا كه اين خلق و خوى كه از مهربانى و تواضع سرچشمه مىگيرد سبب عفو و گذشت و استغفار و جبران خطاهاى پيشين و احترام به شخصيّت و ارزش وجودى انسانها مىشود .
* * * چهارمين آيه ، آثار منفى بعضى از اخلاق سوء را نشان مىدهد كه هميشه و همه جا در برابر پيامبران راستين ، گروهى مترفين قيام كردند ، همانها كه مست ناز و نعمت بودند ، و روح تكبّر و خودخواهى تمام وجودشان را پر كرده بود ، مىفرمايد : « ما در هيچ شهر و ديارى پيامبرانِ انذار كننده نفرستاديم ، مگر اين كه مترفين گفتند ما به آنچه شما فرستاده شدهايد كافريم ! » ( وَما ارْسَلْنا فى قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيْرٍ الَّا قالَ مُتْرَفُوها انَّا بِما ارْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ )
سپس مىافزايد : آنها به قدرى مغرور بودند كه « گفتند اموال و اولاد ما ( از شما ) بيشتر است و ما هرگز مجازات نخواهيم شد » ( وَقالُوا نَحْنُ اكْثَرُ امْوالًا وَاوْلاداً وَما نَحْنُ بِمُعَذَّبيْنَ )
اين خلق و خوى زشت سبب مىشود كه در برابر هرگونه اصلاح اجتماعى بايستند ؛ مردان حق را بكشند ، و صداى حق طلبان را خاموش كنند و بذر فساد و ظلم و طغيان در جامعهها بپاشند ، و از اينجا نمونهء ديگرى از تأثير اخلاق سوء ، در وضع جوامع بشرى روشن مىشود .
عجب اين كه روحيّهء استكبار ناشى از ناز و نعمت ، سبب مىشد كه از نظر تفكّر نيز گرفتار خطاهاى زشت و روشنى بشوند ، و كثرت و وفور نعمت را دليل بر قرب خود در
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 51
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥١