تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
انسان از اين رذائل داشته باشد ، تا شكوفهء آرامش بر شاخسار دل آشكار گردد . به تعبير ديگر ، اگر يك نظر اجمالى به ريشه‌هاى ناآرامى روح و پريشانى خاطر و اضطرابها و نگرانيها بيندازيم ، مىبينيم همهء آنها از رذائل اخلاقى سرچشمهء مىگيرد ، ولى ياد خدا آنها را مىخشكاند و ناآرامى را به اطمينان و آرامش مبدّل مىسازد . « 1 » * * * در هفتمين و آخرين آيه ، به تأثير نماز و روزه در تقويت روح انسان اشاره كرده ، مىفرمايد : « اى كسانى كه ايمان آورده‌ايد ! از صبر ( روزه ) و نماز كمك بگيريد ! ( زيرا ) خداوند با صابران است ! » ( يا ايُّها الَّذِينَ آمَنُوا اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوةِ انَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرينَ ) در بعضى از روايات اسلامى صبر به روزه تفسير شده است « 2 » كه يكى از مصداقهاى روشن صبر است ، و گر نه صبر مفهوم وسيعى دارد كه هرگونه استقامت در برابر هواى نفس و وسوسه‌هاى شيطان و استقامت در طريق اطاعت پروردگار ، و در برابر حوادث ناگوار و مصائب را شامل مىشود . در حديثى از امير مؤمنان على عليه السلام مىخوانيم كه هرگاه كار مهمّى براى او پيش مىآمد نماز مىخواند ، سپس آيهء وَاسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوةِ را تلاوت مىفرمود ( كانَ علىٌّ اذا احالَهُ امْرٌ فَزِعٌ ، قامَ الَى الصَّلَوةِ ثُمَّ تَلا هذِهِ الْآيَةَ وَ اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوةِ ) « 3 » اشاره به اين كه نماز به من نيرو مىبخشد . آرى ! اين عبادتهاى مهم فضائلى همچون توكّل و شجاعت و شهامت و صبر و استقامت را در وجود انسان زنده مىكند ، و از رذائل اخلاقى همچون جبن و ترس ، ترديد و دو دلى ، و اضطراب و نگرانى در برابر حوادث مهم ، و دنيا پرستى ، دور مىسازد ؛ و به
هامش
( 1 ) . براى توضيح بيشتر به تفسير نمونهء ، جلد 10 ، ذيل همين آيه مراجعه فرماييد ، كه تحليل روشن و مبسوطى در اين زمينه در آنجا آمده است . ( 2 ) . مجمع البيان ، جلد 1 ، ذيل آيهء 45 سورهء بقره كه مشابه آيهء مورد بحث است ؛ و تفسير برهان ، جلد 1 ، صفحهء 166 ، ذيل آيهء 153 ، سورهء بقره - در حديثى از امام صادق عليه السلام آمده است كه در ذيل آيهء « اسْتَعِينُوا بِالصَّبْرِ وَ الصَّلوةِ » فرمود : « الصَّبْرُ هُوَ الصَّوْمُ » ( بحار الانوار ، جلد 93 ، صفحهء 294 ) ( 3 ) . اصول كافى ، طبق نقل الميزان ، جلد 1 ، صفحهء 154 .
اخلاق در قرآن ( فارسى ) — صفحة 341 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي