اين موضوع روشنتر مىشود ، بويژه اين كه مىدانيم كه اين عدد نيز نقطهء پايانى زبانهاى بشرى نيست و با گذشت زمان لغات تازه و زبانهاى ديگرى تدريجاً به وجود مىآيد .
به هر حال ، نعمت بيان از مهمترين و شگفت انگيزترين نعمتها و مواهب الهى است كه آسايش و آرامش و پيشرفت و تكامل انسانها رابطهء بسيار نزديكى با آن دارد .
اين مسأله در روايات اسلامى نيز بازتاب گستردهاى دارد ، از جمله در سخنان امير مؤمنان على عليه السلام مىخوانيم : « مَا الْانْسانُ لَوْ لا الِلّسانُ الَّا صُورَةٌ مُمَثَّلَةٌ ، اوْ بَهيمَةٌ مُهْمَلَةٌ ! ؛ اگر زبان نبود انسان چه بود ؟ ! چيزى جز يك مجسّمه يا حيوان رها شدهء در بيابان ! » « 1 »
امام در اين گفتار پر معنى حقّ مطلب را دربارهء اهمّيّت زبان بيان كرده و مىفرمايد آنچه انسان را از حيوانات ممتاز ساخته است همين نعمت زبان اوست .
در حديث ديگرى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم كه فرمود : « الْجَمالُ فِى اللِّسانِ ؛ تمام زيبايى انسان در زبان است ! » « 2 »
همين معنى به تعبير ديگرى از امير مؤمنان على عليه السلام نقل شده كه فرمود : « الْجَمالُ فِى اللِّسانِ وَ الْكَمالُ فِى الْعَقْلِ ؛ زيبايى انسان در زبان اوست ، و كمال او در عقل اوست ! » « 3 »
اين احاديث را با حديث ديگرى از امام امير مؤمنان على عليه السلام پايان مىدهيم ، هر چند روايات در اين زمينه بيش از اينهاست ، فرمود : « انَّ فِى الانْسانِ عَشَرَ خِصالٍ يُظْهِرُها لِسانُهُ : شاهِدٌ يُخْبِرُ عَنِ الضَّميرِ ، وَحاكِمٌ يَفْصِلْ بَيْنَ الْخِطابِ ، وَ ناطِقٌ يَرُدُّ بِهِ الْجَوابَ ، وَ شافِعٌ يُدْرِكُ بِهِ الْحاجَةَ ، وَ واصِفٌ يَعْرِفُ بِهِ الْاشْياءَ ، وَ اميرٌ يأْمُرُ بِالْحَسَنِ ، وَ واعِظٌ يَنْهى عَنِ الْقَبيحِ ، وَ مُعَزٍّ تَسْكُنُ بهِ الْاحْزانُ ، و حاضِرٌ ( حامِدٌ ) تُجْلى بِهِ الضَّغائنُ وَ مُونِقٌ تَلَذُّ بِهِ الْاسْماعُ ؛
در انسان ده خصلت است كه آنها را با زبان ظاهر مىكند :
شاهدى است كه از درون خبر مىدهد .
و داورى است كه حقّ و باطل را از هم جدا مىسازد .
و سخنگويى است كه به سؤالات پاسخ مىگويد .
هامش
( 1 ) . غرر الحكم ، شمارهء 9644 .
( 2 ) . بحار الانوار ، جلد 74 ، صفحهء 141 ، حديث 24 .
( 3 ) . بحار الانوار ، جلد 75 ، صفحهء 80 ، حديث 64 .