و در حديثى از رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخوانيم : « لا يَسْتَقيمُ ايمانُ عِبْدٍ حَتّى يَسْتَقيمَ قَلْبُهُ ، وَ لا يَسْتَقيمَ قَلْبُهُ حَتَّى يَسْتَقيمَ لِسانُهُ ؛ ايمان كسى استقامت و راستى پيدا نمىكند ، مگر اين كه قلب او راستى و استقامت يابد قلب نيز راستى و استقامت نمىيابد مگر اين كه زبان راستى و استقامت پيدا كند . » « 1 »
با اين اشاره به اصل سخن باز مىگرديم ، و بحث را در چهار محور آغاز مىكنيم :
1 - اهمّيّت زبان به عنوان يك نعمت بزرگ الهى
2 - رابطهء نزديك اصلاح زبان با اصلاح روح و فكر و اخلاق
3 - آفات زبان
4 - اصول كلّى جهت مبارزه با آفات زبان
در محور اوّل ، قرآن مجيد در دو آيه از سورهء « بلد » و « الرّحمن » حقّ سخن را ادا كرده است .
در سورهء بلد ، آيهء 8 تا 10 ، مىخوانيم : « الَمْ نَجْعَلْ لَهُ عَيْنَيْنِ - وَ لِساناً و شَفَتَيْنِ - وَ هَدَيْناهُ النَّجْدَيْنِ ؛ آيا براى او ( انسان ) دو چشم قرار نداديم - و يك زبان دو لب ؟ - و او را به خير و شرّش هدايت نموديم ! »
آيات فوق در مقام بيان بزرگترين نعمتهاى الهى است ، نعمت چشم و زبان و لبها ، نعمت هدايت ، و معرفت خير و شرّ .
براستى زبان از شگفت انگيزترين اعضاى بدن انسان است و وظائف سنگين برعهده دارد كه بر عهدهء هيچ يك از اعضاء بدن نيست ؛ علاوه بر اين كه كمك مؤثّرى به بلع غذا مىكند و در جويدن نقش مهمّى دارد و مرتّباً لقمهء غذا را به زير چكش دندانها هُل مىدهد ولى به قدرى اين كار ماهرانه انجام مىگيرد كه خود را از ضربات دندانها دور نگه مىدارد ، در حالى كه دائماً در كنار آن و چسبيده به آن است !
گاهى بندرت هنگام جويدن غذا زبان خود را جويدهايم و اين عضو بسيار ظريف و آسيب پذير آزرده شده ، و فهميدهايم كه اگر آن مهارت فوقالعاده در زبان نبود كه خود
هامش
( 1 ) . بحار الانوار ، جلد 68 ، صفحهء 287 محجّة البيضاء ، جلد 5 ، صفحهء 193 .