بشمرد و وادار به جبران در آينده كند .
سرمايهء مهمّ انسان يعنى عمر كه در اختيار نفس اوست نيز همين گونه است ؛ سود آن كارهاى خير ، و خسران آن گناهان است ؛ و موسم تجارت تمام طول روز ، و شريك او در معامله ، نفس امّاره است .
نخست دربارهء فرائض مطالبه كند ، اگر انجام يافته خدا را شكر گويد ، و خويشتن را به ادامهء اين راه ترغيب كند ، و اگر فريضهاى از دست رفته ، قضاى آن را مطالبه كند ، و اگر انجام يافته ولى بطورى ناقص بوده ، وادار به جبران از طريق نوافل كند ، و اگر معصيتى مرتكب شده ، او را باز خواست كند و جبران آن را بطلبد ؛ درست همان گونه كه تاجر با شريكش محاسبه مىكند ، كه حتّى جزئىترين امور ، و كمترين مبلغ را در حساب فرو گذارى نمىكند ، تا در معامله مغبون نگردد ؛ بخصوص كه انسان در برابر نفس امّاره قرار گرفته كه خدعهگر است و نيرنگباز ، و مكّار و افسونگر . . . !
در واقع كارى را كه فرشتگان الهى در قيامت با او انجام مىدهند او در دنيا با خويشتن انجام دهد ؛ و حتّى به هنگام محاسبه ، افكارى كه در مغز او خطور كرده ، و قيام و قعود و خوردن آشاميدن و خواب و سكوت را مورد محاسبه قرار دهد ، و مثلًا سؤال كند چرا فلانجا ساكت شدى ؟ و چرا در فلان مورد تكلّم نمودى . . . ( و سزاوار است انسان محاسبهء نفس خويشتن را روز به روز ، و ساعت به ساعت انجام دهد و گرنه رشتهء كار از دست او بيرون مىرود ) ؛ هرگاه انسان براى هر معصيتى كه در طول عمر انجام مىدهد ، سنگى در حياط خانهء خود بيندازد ، به زودى حياط خانهء او پر مىشود ؛ عيب كار اينجاست كه انسان در حفظ و حساب معاصى سهل انگارى مىكند ولى دو فرشتهاى كه مأمور حفظ اعمال او هستند همه را ثبت و ضبط مىكنند ؛ و بالاتر از همه ، خداوند همه را احصاء مىفرمايد ؛ همان گونه كه قرآن مىگويد : « احْصاهُ اللَّهُ وَ نَسُوهُ ؛ خداوند حساب آنها را نگه داشته و آنان فراموشش كردهاند ! » ( سورهء مجادله ، آيهء 6 ) « 1 »
به عنوان حسن ختام ، اين بحث را با حديثى دربارهء چگونگى حساب روز قيامت كه از
هامش
( 1 ) . محجّة البيضاء ، جلد 8 ، صفحهء 167 ( با تلخيص )