كند ، و اگر سيّئهاى ملاحظه نمود از آن استغفار نمايد ، مبادا روز قيامت رسوا گردد ! » « 1 »
5 - همين معنى از امام كاظم عليه السلام به گونهء ديگرى روايت شده است ؛ فرمود : « ياهِشامُ لَيْسَ مِنَّا مَنْ لَمْ يُحاسَبْ نَفْسَهُ فى كُلِّ يَومِ فَانْ عَمِلَ حَسَنَةً اسْتَزادَ مِنْهُ وَ انْ عَمِلَ سَيِّئاً اسْتَغْفَرَ اللَّهَ مِنْهُ وَ تابَ ؛ كسى كه هر روز به حساب خويش نرسد از ما نيست ، اگر كار خوبى انجام داده از خدا توفيق فزونى طلبد ( و خدا را بر آن سپاس گويد ) و اگر عمل بدى انجام داده استغفار كند و به سوى خدا برگردد و توبه كند ! » « 2 »
روايات در اين زمينه فراوان است ، علاقهمندان مىتوانند براى توضيح بيشتر به مستدرك الوسائل ، كتاب الجهاد ، ابواب الجهاد النّفس ، مراجعه نمايند « 3 » .
اين روايات به خوبى نشان مىدهد كه مسألهء محاسبهء نفس در اسلام از اهمّيّت والائى برخوردار است ، و كسانى كه اهل محاسبه نفس نيستند ، از پيروان راستين ائمّهء اهل بيت عليهم السلام محسوب نمىشوند !
در اين روايات به فلسفه و حكمت اين كار نيز بروشنى اشاره شده است كه اين كار مىتواند مايهء فزونى حسنات ، و جلوگيرى از سيّئات و جبران آنها گردد ، و از سقوط انسان در گرداب هلاكت و غرق شدن در درياى غفلت و بى خبرى جلوگيرى كند .
راستى چرا ما با امور مادّى و معنوى حدّ اقل يكسان برخورد نكنيم ؟ ! امور مادّى ما حساب و كتاب و دفتر روزنامه و دفتر انبار و دفتر كل و دفاتر ديگر دارد ، ولى براى امور معنوى حتّى حاضر به يك حساب به اصطلاح سرانگشتى نيز نباشيم ، در حالى كه امور معنوى به درجات بالاتر و والاتر است و اصولًا قابل مقايسه با امور مادى نيست ! به همين دليل ، در حديث پر معنايى از پيغمبر اكرم صلى الله عليه و آله مىخوانيم : « لايَكُونُ الْعَبْدُ مُؤْمِناً حَتَّى يُحاسِبَ نَفْسَهُ اشَدَّ مِنْ مُحاسَبَةِ الشَّريكِ شَريْكَهُ ، وَ السَيِّدِ عَبْدَهُ ؛ انسان هرگز اهل ايمان نخواهد شد مگر اين كه در حسابرسى خويش سختگير باشد ؛ حتّى سختگيرتر از حساب
هامش
( 1 ) . تحف العقول ، صفحهء 221 .
( 2 ) . مستدرك الوسائل ، جلد 12 ، صفحهء 153 .
( 3 ) . مستدرك الوسائل ، جلد 12 ، صفحهء 152 تا 156 - همين معنى در اصول كافى ، جلد 2 ، باب محاسبة العمل ، صفحهء 453 ، حديث 2 ، آمده است .