در شأن نزول آيهء 102 سورهء توبه : « وَ آخَرُونَ اعْتَرَفُوا بِذُنُوبِهِمْ خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيِّئاً عَسَى اللَّهُ انْ يَّتُوبَ عَلَيْهِمْ انَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَحيمٌ ؛ و گروه ديگرى به گناهان خود اعتراف كردند ، و اعمال صالح و ناصالحى را به هم آميختند ، اميد مىرود كه خداوند توبهء آنها را بپذيرد ، چرا كه خداوند غفور و رحيم است . » داستانى دربارهء « ابو لبابه انصارى » نقل شده ، كه از ياران پيامبر صلى الله عليه و آله بود ، ولى بر اثر سستى ، از شركت در جنگ تبوك خوددارى كرد ، بعداً سخت پشيمان و ناراحت گشت ؛ به مسجد پيامبر صلى الله عليه و آله آمد و خود را به يكى از ستونها كه امروز به « ستون ابو لبابه » ، يا « ستون توبه » معروف است بست ، و سوگند ياد كرد كه خود را باز نكند ، مگر اين كه پيامبر صلى الله عليه و آله بيايد و گره را بگشايد ؛ يا به تعبير ديگر ، خداوند اعلام قبولى توبهء او را بنمايد . مدّتى بر اين حال ماند ، سپس آيهء فوق نازل شد و قبولى توبهء او را اعلام كرد .
روشن است كه اقدام ابو لبابه ، نوعى « معاقبه » و مجازات خويشتن در برابر كار خلاف بود ، و نشان مىدهد كه اين مرحله از سير و سلوك در عصر پيامبر صلى الله عليه و آله و در ميان ياران او نيز وجود داشته است .
جملهء خَلَطُوا عَمَلًا صالِحاً وَ آخَرَ سَيّئاً ( اعمال صالح و ناصالحى را به هم آميختند ) نيز مىتواند اشاره به اين معنى باشد .
در احاديث اسلامى نيز اشاراتى به مسألهء معاقبه ديده مىشود ؛ از جمله :
1 - امير مؤمنان على عليه السلام در اوصاف برجستهء متّقين و پرهيزكاران كه در نهج البلاغه آمده است ، در شرح يكى از اوصاف آنها مىفرمايد : انِ اسْتَصْعَبَتْ عَلَيهِ نَفْسُهُ فى ما تَكْرَهُ لَمْ يُعْطِها سُؤْلَها فى ما تُحِبُّ ؛ هرگاه نفس او در انجام وظايفى كه خوش ندارد ، سركشى كند ( و به راه گناه برود ) او هم از آنچه دوست دارد محرومش مىسازد ( و از اين طريق نفس سركش را مجازات مىكند ) . » « 1 »
منظور اين است كه در برابر سركشى نفس ، گاه آنچه مورد علاقهء او از خواب و خوراك و استراحت است ، از او دريغ مىدارد ، تا از اين طريق مجازات شود و ديگر به
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، خطبهء 193 .